در آينه ندبه ؛مهدي جان ؛در نسل آدم بودي...

قسمت دوم
... و تو اي همه آگاهي آنچه را اراده كردي، به آنان بخشيدي تا ديدارشان همه نگاه تو گردد و آنچه هست را به چشم تو ببينند و آنچه نيست را به دانش تو فهم كنند و دست ما را كه همه سرگردان تو بوديم، در دستان مهربان و دستگيرشان قراردادي تا لذت محبت تو را به كام ما بريزند و قلب مالامال از عشق ناچيزمان را در آغوش تو نهند تا تو ما را نيز در درياي مهربانيت جاي دهي .... و ادامه دادي و ادامه دادي و ادامه دادي تا مسير عشقت بر كارستاني افتاد كه آفرينش را همه بهت گرفت! و بر آن شدي كه جام هستي را از باده آفرينش «انسان» سرريزسازي و در مقابل همه آنان كه با تمامي جهانبيني آسمانيشان از فهم اين همه عشق عاجز بودند1 آن كردي كه خود خواستي2 و وامي از چشم مستت به «بودن» رنگ «باش»3 داد و هستي سامان پذيرفت و «كن» صادر شد و «فيكون» متجلي گشت4 و آدمي به تمامي قامت برگستره گيتي، موذن انتظار شد. 5
و چون نور انتظار، جهان را روشن كرد، چشمان شب گرفته آنان در برقي آينهدار انتظار شدند و از سر عجز ندا در دادند كه «ما چه ميدانيم جز آنچه تو برما آموخته باشي»6 و سپاس بود و سپاس و سپاس و سجدهاي از سرشوق كه بردامان اين مخلوق جديد كه به او رنگ «آدمي» بخشيده بودي، فرود ميآمد- و اين اولين گام هستي در آفرينش انتظار بود- و سجدههاي ملائك بر مقدم موعود همه آدميت كه پيدرپي برخاك ميآمد كه تو مهدي جان در نسل آدم بودي....
پاورقيها
1-اشاره به آيه مباركه: قالوا اتجعل فيها من نفسه فيها
2-اني جاعل في الارض خليفه
3-اشاره به شعر زيباي عراقي: نخستين باده كاندر جام كردند ز چشم مست ساقي وام كردند كه خود اشاره به فراز قرآني «و نفخت فيه من روحي» دارد.
4-انما امره اذاراد شيئا ان يقول له كن فيكون
5-و علم آدم الاسماء كلها
6-سبحانك لاعلم لنا الا ماعلمتنا
| ساير خدمات | نظرسنجي | تقويم ۲۰ پنج شنبه بهمن ماه ۱۳۹۰ ۹ فوریه ۲۰۱۲ | خبرنامه |