۱۳۸۹/۶/۱۳

به راستي تقدير مردان آسماني را جز با وديعه خون با چه چيز ديگر بر پيشاني بلند غيرت آنان نوشته‌اند؟ آناني كه از كودكي با انواع سختي‌ها در بوته آزمايش الهي، به عيار جوانمردي مي‌رسند و از خوان و مان و كسان خويش در مي‌گذرند تا به رضاي جانان پيوندند. زندگي آنان را نه در زندگي دو روزه دنيا كه بايد در انديشه نامتناهي شان جست ونكته به نكته براي ديگران بيان كرد. شايد خيلي از ما هنوز به روزگار سخت جنگ 8 ساله و حضور بزرگمرداني كه در عرصه مهندسي جنگ نقش بسزايي داشته‌اند، آگاه نباشيم.



روزگاري كه سنگرسازان بي سنگر در سخت ترين شرايط با تامين راه، تداركات و انتقال مهمات را به خط مقدم امكانپذير مي‌كردند و تا آخرين قطره خون و تقلاي نَفَس در پي تجهيز و تامين دستگاه‌هاي به غنيمت گرفته شده يا آسيب ديده خود بودند.
شايد اگر زمين به گواهي زمان، زبان به شهادت مي‌گشود، رمل هاي «شحيطيه» رودخانه كارون و «پل مارد » و«كرخه نور» از مهندسي طرحچي مي‌گفت كه چگونه لشكر پنجم زرهي عراق را به رعب و وحشت انداخته بود. ستاد مهندس جنگ جايي نبود كه در آن پلك فرمانده خراساني لحظه اي آرام گيرد. كوه‌هاي ا... اكبر هنوز برق چشمان روشن محمد طرحچي را به ياد مي‌آورند كه چگونه تا آخرين نفس سرشار عشق خدا و ايران بودند و چگونه او در زير آتش دشمن، قنوت بندگي مي‌خواند.
سيزدهم شهريور سالروز عروج سبز سردار شهيد محمد طرحچي، فرمانده قرارگاه كربلاست كه قصد فتح شهر مهم و حساس بستان را داشت و در حالي كه به نماز ايستاده بود بر اثر اصابت گلوله تانك، پيكرش هزار پاره شد و به جوار قرب الهي نائل گشت. به همين مناسبت به سراغ خانواده اش مي‌رويم و به گفتگو مي‌نشينيم. شنيده ايم كه شهيد مادرش را در خردسالي از دست داده و بنا به شرايطي در منزل اسماعيل رستگار مقدم، شوهر خواهر خود زندگي كرده است.
آقاي رستگار مقدم! شما نقش پدري براي شهيد داشتيد، بيشتر ما را با شهيد طرحچي آشنا كنيد لطفا.
محمد در سال 1332 در مشهد به دنيا آمد. او تنها فرزند پسر خانواده و كوچكترين آن‌ها بود. مادرش را در كودكي از دست داد.پدرش نقشه كش قالي بود. او در دبيرستان اميركبير و نصيرزاده تحصيل كرد و هميشه جزو بهترين دانش آموزان بود. محمد بعد از موفقيت در كنكور در سال 1351 به دانشگاه پلي تكنيك تهران وارد شد. او به فعاليت‌هاي سياسي مي‌پرداخت و در دانشگاه به عنواني يك فرد انقلابي شناخته شد. او همراه بقيه مبارزان در همه تظاهرات ها شركت مي‌كرد و در پخش اعلاميه و شب نامه‌ها براي رساندن پيام انقلاب از هيچ كوششي فرو گذاري نمي‌كرد.
بعد از اينكه تعدادي از دوستانش را ساواك گرفته بود، محمد روزهاي جمعه با بقيه دوستانش به كوه مي‌رفت و روي سنگ هاي داغ راه مي رفت. وقتي از او مي‌پرسيديم مي‌گفت، اين كار را مي كنم تا كف پاهايم سفت شود تا اگر دستگير شدم و شلاق و شكنجه‌ام كردند، قوي باشم.
محمد بعد از پايان تحصيلات دانشگاهي و گرفتن مدرك كارشناسي‌اش در رشته مكانيك در يك شركت راهسازي در استان خوزستان مشغول به كار شد، اما خيلي زود از آنجا خارج شد. او مي‌گفت اين 18 هزارتوماني كه ماه به ماه به من مي‌دهند حرام است چون آسفالت ها را كوتاه مي‌ريزند و اين پول بيت المال است. او از آنجا بيرون آمد و اين در بحبوحه انقلاب بود. به محض اينكه جهاد سازندگي به فرمان امام راحل(ره) تشكيل شد، در كنار مهندس ناجيان و تعدادي ديگر كه 8 نفر بودند كار را شروع كرد.
شهيد مهندس طرحچي در جبهه معمولا چه كارهايي انجام مي‌داد؟
مهندس ستاد پشتيباني جبهه هاي جنگ را از طرف جهادسازندگي به عهده داشت.
كار او ياري رساندن به جبهه ها بود، خاكريزان، راهسازي، سنگرسازي و تعمير ادوات و ماشين ها و تجهيزات كارهاي او بودند. او هميشه در خط مقدم بود و اصلا برايش مرخصي آمدن معنايي نداشت.
او در پشت چهره آرامش سر نترس و شجاعي داشت. هر وقت از او مي‌پرسيدم در جبهه چه مي‌كني؟ مي‌گفت كارم در پشت خط است و طوري حرف مي‌زد كه ما نگران نشويم.
چرا عكس و وصيتنامه و چيزي از شهيد طرحچي در بنياد شهيد و در دست شما نيست؟
هر چه، از او هست يكي دو تا عكس دوران نوجواني‌اش است كه بنياد شهيد در كتاب سنگرسازان آورده است. او زياد اهل عكس و فيلم نبود. در دوازدهم شهريور سال 60 هم كه گلوله تانك در هنگام قنوت به او اصابت مي كند، چيزي از او برايمان نمي‌گذارد.مقداري از اسباب و وسايلش هم كه با هواپيما داشت به مشهد مي‌آمد، بر اثر سقوط هواپيما در همان سال‌ها به دست ما نرسيد، او مجرد بود كه شهيد شد. فرزندي هم از او به يادگار نمانده است.
شهيد طرحچي در جبهه ها بسيار خلاق و خوش فكر و شجاع بود، مي‌خواهيم از وي‍ژگي‌هاي شخصيتي او بيشتر بدانيم.
بسيار خوش برخورد بود. قبل از جنگ شب ها كه به خانه مي آمد، وانت جهاد را مي‌گذاشت و براي كارهاي خودش دست به اموال دولتي نمي زد. در زمان قبل از انقلاب هم چون در راس انقلابيون بود خودش اعلاميه ها را به دوستانش مي داد و براي اينكه كسي شك نكند خانه مان را هم كنار كلانتري گرفته بوديم. در زمان جنگ هم هر جا پايش رسيد كمك رساني كرد.
بعد از شهادت محمد سه مرتبه به جبهه رفتم. يك روز در هويزه ديدم كه خانم مسني عكس شهيد طرحچي را گرفته است و گريه مي‌كند. به طرف او رفتم و پرسيدم: مادر مگر شما اين شهيد را مي‌شناسيد؟ گفت: بپرس كي نمي‌شناسد! اين مهندس چمران دوم بود. او براي خانه هاي ما آب آورد، حالاشهيد شده و من عكس او را فقط مي بينم.
اگر خاطره وي‍ژه اي از شهيد در ذهن داريد لطفا آن را براي ما تعريف بفرماييد.
يك‌بار از طرف جهاد به كشور آلمان رفت تا قطعاتي را بخرد. وقتي برگشت گفتيم شما كه به كشور خارج رفتيد براي خودت چه چيز خريده‌اي؟ با خنده به ما گفت: من رفتم براي جهاد چيزي بخرم نه براي خودم. در چمدان او فقط يك ساندويچ بود كه آن را هم نخورده بود.



ابتكارات مهندسي جنگ
شخصيت محمد طرحچي در دوران دانشگاه شكل گرفت. او از هوش سرشاري برخوردار بود آن را در اختيار مكتبش گذاشت. محمد طرحچي در ابتداي جنگ تحميلي در جبهه هاي جنوب حاضر شد و قسمت اعظم كار مهندسي جبهه را به عهده گرفت. اگر‌چه روزهاي اول جنگ در اثر جريان هاي خائنانه‌اي مانند بني‌صدر و همدستانش، جنگ مظلوم بود ولي اين قاطعيت او بود كه ايستاد و مقاومت كرد. او با حداقل امكانات تشكيلاتي را در استان خوزستان راه انداخت و بعد از برقراري تشكيلات و با ايجاد دفتري به نام«طرح و برنامه» در جهاد سازندگي اين استان، كارش را آغاز كرد. اودر جهاد سازندگي، فقط يك اتاق داشت اما سعي مي كرد از آنجا به نيروهاي جهادسازندگي كه از سراسر كشور به جبهه مي آيند سرو سامان دهد و آن‌ها را سازماندهي كند. او با جهادهاي استان‌هاس مختلف ارتباط برقرار مي‌كرد، به نحوي كه جهادهاي استان ها يكي پس از ديگري در منطقه مستقر شدند. او طي ارتباط با دفتر مركزي و شوراي مركزي سعي مي‌كرد امكاناتي به منطقه بياورد، شهيد طرحچي در مورد هر عملياتي كه در محور انجام مي شد، ده ها طرح و برنامه داشت.
يكي از مهم‌ترين اقدامات جهاد سازندگي كه با مسئوليت مهندس محمد طرحچي انجام شد، احداث سايت موشكي در حومه اهواز بود. بايد اذعان داشت كه اولين خاكريزهايي كه در مناطق عملياتي زده شد، توسط محمد اجرا گرديد.
او بارها با استفاده از موتور پيشاپيش سپاهيان و تانك ها به جولان مي‌پرداخت و به رانندگان ماشين‌ها برنامه مي‌داد و هرگاه موقعيتي پيش مي آمد و كار دشوار مي شد، با نشستن بر پشت ماشين خود، به تنهايي سنگر و خاكريز ايجاد مي‌كرد.



امتیاز :
 
بازديد : ۶۴۹ مرتبه


PDF
آرشيو روزنامه
نظرسنجي
بهبود سایت
نظر شما برای افزایش یا بهبود امکانات سایت چیست؟
تقويم
۲۰
پنج شنبه
بهمن ماه ۱۳۹۰
۹ فوریه ۲۰۱۲
خبرنامه

افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی