فعالیت هنریاش را با تئاتر با گروه «پارت» شروع کرد. هم بازیگری، هم کارگردانی و بیشتر نویسندگی. عضویت در هيئتمدیره انجمن نمایش مشهد در سالهای گذشته و نیز نگارش 22نمایشنامه، کارگردانی 9نمایش و بازی در 14نمایش از دیگر فعالیتهای تئاتری او بهشمار میآید.

او چند سال است که فعاليت هنریاش را در عرصه سینما متمرکز کرده که از جمله این فعالیتها میتوان به نگارش 5 سریال تلویزیونی برای شبکه استانی، کارگردانی دو فیلم «کبود» و «رخنه»، دستیار اولی و برنامهریزی فیلمهای سینمایی «استخونای بابام» به کارگردانی مهدی رضازاده، انتخاب بازیگر در فیلمهای سینمایی «شب»، «هر شب تنهایی» و «شب و قسم بهتنهایی» به کارگردانی رسول صدرعاملی و «آسمان هشتم» به کارگردانی حسن نجفی و همچنین تهیهکنندگی فیلمهای سینمایی «نیش» به کارگردانی مهدی رضازاده و «دل سپرده» به کارگردانی محمد نجفی اشاره کرد.
او هماکنون عضو هيئتمدیره و مدیرعامل موسسه توسعه سینمایی فارابی خراسان رضوي و دبیر جشنواره فیلم هشت است و در حال حاضر، در مجموعه تلویزیونی «پرتگاه» به کارگردانی رضازاده و تله فیلم «قصه عشق» دکتر خزاعی فر به عنوان تهیهکننده و تلهفیلم« دختر خورشید» به کارگردانی داوود آتشافروز بهعنوان مجری طرح فعالیت دارد.
آنچه میخوانید همکلامی ما با مهدی مسگران است به خاطر فعالیتهای گستردهاش در زمینه تهیهکنندگی سینما و کارکردهای آن در مشهد.
ابتدای گفتگویمان را به تعریف شما در زمينه تهیهکنندگی سینما در مشهد اختصاص میدهیم.
اگرچه سرمایهگذاری یا تامین منابع مالی برای تولید یک اثر از وظایف تهیهکننده است اما ماموریت تهیهکننده به بخش سرمایه و منابع مالی محدود نمیشود. اساسا اگر بخواهیم یک تعریف جامع و کلی در رابطه با وظیفه و کارکرد کلی تهیهکننده داشته باشیم، باید بگوییم تهیهکننده به عنوان مدیر ارشد و کلان یک پروژه باید درصدد تولید، یافتن یا سفارش یک اندیشه و رساندن آن به یک اثر و در نهایت نشان دادن به مخاطب باشد. حتی صرف اینکه یک پروژه تهیه و تولید شود، نمیتوانیم بگوییم باز هم وظیفه او تمام شده است. اتفاقا یکی از بخشهای عمده ماموریت تهیهکننده، مخاطبپذیری اثرش است.
مجاری مختلفی در کشور ما وجود دارند که بر سه محور اصلی «سینماهای کشور»، «شبکههای تلویزیونی»و در نهایت «شبکه رسانههای تصویری» تقسیم میشوند.
با این تعاریفی که از مقوله تهیهکنندگی داشتید، چه مواردی را برای تهیه یک اثر سینمایی لازم میدانید؟
هر فیلمی بنا به ظرفیتها و نوع نگرش و ساختار تهیه و تولید آن، جایگاه خودش را میتواند مشخص کند. طبیعی است اگر فیلم برای سینماهای کشور پیشبینی شود ساختار فیلمنامه و نوع تفکر حاکم بر اثر متفاوت است و طبیعی است انتخاب بازیگر و عوامل و نوع سیستم فیلمبرداری آن میتواند تاثیرگذار باشد.
یکی دیگر از مباحث اساسی که در حوزه تهیهکنندگی جایگاه ویژهای دارد، ویژگیهای رفتاری خود تهیهکننده است. یک تهیهکننده با هوش و ذکاوتی که دارد، باید به درک درستی از شرایط تولید برسد. طبیعی است که اگر تهیهکننده به سراغ تفکر و یک قصهای برود که با ظرفیتهای اجتماعی خودش چه به لحاظ جغرافیای مکانی و چه به لحاظ زمانی همخوانی نداشته باشد، کارکردهایش را از دست خواهد داد.
در تعریفتان از تهیهکننده، سخن از سرمایهگذار هم به میان آمد، چه تفاوتی میان این دو وجود دارد. مگر تهیهکننده بدون سرمایه میتواند باز هم تهیهکننده باشد؟
این مقوله در سینما بهطور کامل تفکیک شده است. اگر تهیهکننده سرمایهگذار هم باشد باز هم نامش بهعنوان تهیهکننده میآید اما گاهی بر پردههای سینماها یا پوسترهای فیلم این دو بهصورت تفکیک شده، دیده میشود. تهیهکننده یک نفر است و سرمایهگذار کسی دیگر اما در تلویزیون این اتفاق نمیافتد چون آثاری که از تلویزیون پخش میشود در واقع سرمایهگذار واقعی خود تلویزیون است که در عمل این دو نقش مهم در سینما یکی شده است و خوب هم نیست. یعنی هرکسی سرمایهای برای تولید یک اثر بهخصوص در حوزه تولید تله فیلم یا فیلمهای رسانههای تصویری داشته باشد میتواند نام خودش را تهیهکننده بگذارد.
چرا «سرمایهگذار» را از «تهیهکننده» جدا میدانید؟
سرمایهگذاری یا تامین منابع مالی بخشی از وظیفه تهیهکننده است نه تمام وظایف. بعضی مواقع یکی شدن این دو مورد سبب میگردد افراد غیرتخصصی که هیچ دانش و تجربهای در حوزه سینما ندارند، فقط صرف داشتن سرمایه عنوان تهیهکننده پیدا کنند. البته بر این نظر هم نیستم که اگر کسی با علاقه میآید و سرمایهای در این حوزه بهکار میگیرد از هیچ عنوانی در فیلم برخوردار نباشد، اما باید این عنوان در یک چارچوب تعیین شده مشخص شود. اگر به این سمت برویم که هرکسی سرمایه را آورد تهیهکننده است، بهطور طبیعی تمام ماموریتهای یک تهیهکننده، نادیده گرفته خواهد شد و بهطبع آن پروژه و اثر لطمه خواهد خورد.
آیا در مشهد نمونههای داشتهایم که عدم فعالیت تخصصی اشخاصی با عنوان تهیهکننده، مشکلاتی را برای فیلمی یا بدنه سینمایی مشهد به وجود آورد؟
بله، این موارد در برخی آثار تولید شده چند سال گذشته مشهد مشاهده شده است. افرادی که بهخاطر علاقهشان سرمایهای را وارد سینما کردهاند و چون تخصص در این زمینه نداشتهاند، بهاین باور رسیدهاند که تنها بهخاطر داشتن سرمایه، تهیهکنندهاندكه در درجه اول هم خودشان لطمه خوردهاند. در همین چند هفته گذشته با چند نفری که در سینما سرمایهگذاری کردهاند، برخورد کردم که دچار شرایط نامطلوبی شده بودند. اگر اینها میدانستند که وظیفه تهیهکنندگی چیست، بهطور حتم از همان ابتدا سرمایهشان را به دست یک تهیهکننده حرفهای سینما میدادند که هم سرمایهشان بدون خدشه برمیگشت و هم برایشان این نگرانی ایجاد نمیشد که چرا پروژهشان به یک پروژه بیمصرف تبدیل شده است.
بهنوعی میتوان مشکلاتی ناشی از این قضیه را اینگونه بیان کرد که برخی سرمایهشان را صرف فیلمهای بیکیفیتی کردهاند که در حال حاضر در قفسههای خانهشان خاک میخورد و با توجه به هزینهای که کردهاند، فیلمشان دیده نشدهاست و همین دلیل شايد سبب سرخوردگیآنان شود که دیگر در این عرصه سرمایهگذاری نکنند.
اگر کسی سرمایهای را به سینما میآورد باید سرمایه بازخورد مالی و معنوی برایش داشته باشد. هم سرمایهاش برگردد و سودی حتی اندک برایش داشته باشد و اثرش هم دیده شود. طبیعی است که این فرد با برگشت سرمایهاش، رغبت بیشتری برای سرمایهگذاری در سینما خواهد داشت ولی وقتی مواجه با ضرر و زیان و ورشکستگی پروژه میشود، نه تنها خودش دیگر راغب به سرمایهگذاری نیست؛ بلکه انعکاسهایی که از این فرد در پیرامونش شکل میگیرد، ممکن است سرمایهگذاران دیگر را هم در این زمینه دچار سرخوردگی کند و آنها را هم پس بزند. متاسفانه الان این اتفاق به شدت رو به رشد است. چون هیچ ساماندهی درستی در این خصوص در شهر مشهد انجام نشده است. ما در موسسه توسعه سینمایی فارابی خراسان رضوی در این زمینه داریم به شکل زیربنایی کار میکنیم. درواقع بر تشکیل کانونهای تخصصی سینما بهخصوص کانونهاي تهیهکنندگان و نیز کارگردانان تاکید داریم و جلسات متعددی هم در اینباره گذاشته و صورتجلسههايي هم مبنی بر ثبت این کانونها داشتهایم و در پی این هستیم که تمام پروژههایی که در استان تولید خواهد شد در چارچوب کاملا حرفهای و قانونمند دنبال کنیم تا دچار این چالشها نشویم.
در مشهد بهخاطر نبود همین سرمایه که از آن صحبت میکنیم، کمتر فیلم ساخته میشود. آیا یکی از دلایل آن بیتوجهی به کارکردهای اصولی تهیهکننده نیست؟
اگر چه سینما یک هنر پرهزینه است اما اگر دقت نظر و تخصص در آن حاکم شود، میتواند منافع خوبی را هم عاید سرمایهگذار کند. ما در چند بخش کارکرد تهیهکننده را میتوانیم در آورده مالی ببینیم. یکی اینکه چگونه چه محتوایی در چه شرایط میتواند بُرد عمومی داشته باشد و جای خودش را در جامعه باز کند. انتخاب ایده و قصه از ظرافت خاصی برخوردار است. بحث دوم؛ اینکه تحت چه شرایطی این پروژه تهیه و تولید میشود که هزینههایش را بهحداقل برساند. انتخاب عوامل هم از کارکردهای تهیهکننده است. یعنی چه عواملی میتوانند در کنار هم کارکرد مناسبی داشته باشند. نوع محتوا و قصه فیلم میتواند در انتخاب کارگردان و عوامل فیلم موثر باشد. تمام این موارد در واقع ارنج تیم محسوب ميشود که بخش عمدهاش توسط تهیهکننده با مشاوره و همفکری با کارگردان انجام خواهد شد. اگر این چیدمان در طی زمان تولید بتواند هزینهها را بهحداقل برساند و در نهایت پروژه را در شرایطی به یک اثر با کیفیت برساند، از اهمیت ویژهای برخوردار است. طبیعی است که یک اثر کیفی میتواند یک آورد مالی خوبی را هم در کنار اعتباری که برای کلیه عوامل ایجاد کند، بهوجود آورد.
تهیهکنندگی در عرصه فیلمسازی مشهد خیلی مبتنی بر سرمایه است. اگر فیلمی هم ساخته میشود توسط یک نهاد دولتی است. چه باید کرد تا مشهد دارای یک سینمای خصوصی بسیار قوی شود تا بدون حمایت دولتی به تهیه فیلم بپردازد؟
من موافق حرف شما نیستم. آنچه در سینمای مشهد در حال اتفاق است سینمای خصوصی است. یعنی تمام آثاری که طی چند سال تولید شده، متکی بر سرمایههای شخصی بوده است. اتفاقا انتقادم همین است که نقش نهاد فرهنگی و هنری در شهر مشهد در این جریان کجاست؟ متاسفانه باوجود قولهای متعدد، هیچ حمایتی از جریان سینمایی مشهد انجام نشده است.
بسیاری از فيلمهاي مشهد را در چند سال اخیر نهادهای دولتی مانند حوزه هنری ساختهاند یا بسیاری از فیلمهایی که در مشهد تولید شدهاند مانند سهگانهای که رسول صدرعاملی در مشهد ساخته، با سرمایه خصوصی بوده است.
آثار رسول صدرعاملی، تهیهکننده خصوصی داشته اما به سفارش شبکه یک بوده است.
به هرحال سرمایهگذار خصوصی نبوده و از بودجه دولتی استفاده كرده است. شما بهتر میدانید که تهیهکننده بدون بودجه هیچ کاری نمیتواند در تولید یک اثر تصویری انجام دهد. یک تهیهکننده میتواند با کمترین بودجه، بهترین فیلم را بسازد اما باز هم همان بودجه باید باشد.
من قبول دارم حمایت دولتی باید وجود داشته باشد اما اگر ما سینما را به عنوان هنر و صنعت بدانیم که ظرفیت تامین منابع مالی خودش را دارد، نباید اجازه بدهیم که سینما به سمت سینمای دولتی برود. تئاتر گرفتار این قضیه شد و بهشدت افت کرد. اما سینما نباید برایش این اتفاق بیفتد. هرچند معتقدم یک سری سرمایههای ملی دارد صرف تولید آثاری میشوند که قابلیتهای لازم را ندارند. باوجود اینکه در مشهد ظرفیتهای خوبی داریم اما با حمایتهای برخی نهادهای شهرمان از فیلمهای پایتخت که بودجه بسیاری خوبی هم در اختیارشان بوده، روبهرو ميشويم. در حالیکه حمایت 100میلیونی آنها میتواند بودجه ساخت دو تلهفیلم خوب در مشهد باشد.
به این موضوع هم معتقدید که حمایت دولتی، تفکر دولتی را هم با خودش همراه دارد؟
بله. طبیعی است اگر هر نهادی در سینما هزینهای کند، توقع هم دارد که تفکرات خودش نمود و تجلی پیدا کند. این از یک جهت خوب است و از یک جهت مثبت ارزیابی نمیشود. اگر بهعنوان فرهنگسازی به این مقوله بیندیشیم میتواند حرکتی سازنده بهشمار آید. بهطور مثال اگر شهرداری در فیلمی سرمایهگذاری کند و خواستهاش این باشد که مناسبات و رفتارهای اجتماعی را که جامعه شهروندی باید داشته باشد، به شکل اصولی و صحیح ترویج کند، خوب است اما اگر قرار باشد سیاستها و تفکرات مقطعی که حاکم بر آن است ترویج شود، حرکت مثبتی نيست.
فکر میکنید روحیه هنرمند واقعی با این گونه فیلمهای سفارشي سازگاری دارد؟
اگر حمایت دولتی به بدنه فیلمسازی مشهد بدون تغییر زاویه دید هنرمند و در راستای فرهنگسازی اجتماعی باشد، بهطور حتم هنرمند از آن استقبال میکند، اما اگر قرار باشد سرمایهگذاری دولتی به صرف اینکه اندیشه هنرمند خریداری شود و یا آن اثر هنری، تریبون تبلیغاتی باشد، هنرمند آن را نميپذيرد.
سخن آخر؟
ما در حال حاضر در فیلمسازی مشهد باید به دو نكته؛ بالا بردن کمیت و کیفیت تولید دقت داشته باشیم. ما از لحاظ کمی، آمار خوبی داشتهایم، اما متاسفانه از لحاظ کیفی بسیاری از فیلمها از سطح پایینی برخوردارند و همانطور که اشاره داشتید در قفسهها خاک میخورند و در هیچ جا نتوانستهاند قابلیت عرضه به مخاطب را پیدا کنند. اگر بتوانیم به تعداد قابل ملاحظهای تهیهکننده برسیم، میتوان امیدوار بود که رویکردمان به مقوله سینما حرفهایتر باشد. سینمای مشهد در آینده نیاز دارد که گونههای مختلف را تجربه کند. طبیعی است که محدود کردن، ما را دچار مخاطره میکند اما برای اینکه مشکلات سالهای گذشته به وجود نیاید بايد کسانی که در خصوص سرمایهگذاری سینما علاقهمندند به دور از هیجان سعی کنند انتخابهایی انجام دهند که بعد دچار مشکل و نگرانی نشوند. اگر بتوانیم سرمایه پراکنده را سامان دهیم، میتوانيم امیدوار باشیم آثار محتوایی و کیفی خوبی تولید کنیم.
| ساير خدمات | نظرسنجي | تقويم ۲۰ پنج شنبه بهمن ماه ۱۳۹۰ ۹ فوریه ۲۰۱۲ | خبرنامه |