او از بازیگران فعال و با سابقه تئاتر مشهد است که سابقه حضور در سریالهای تلویزیونی و فیلمهای سینمایی و نیز فعالیت بهعنوان نقال، تعزیهخوان و طراح نور را در کارنامه هنری خود دارد.
با اینکه در اسفند سال گذشته از اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی بازنشسته شده اما هنوز بعد 30سال، فعالیت هنریاش را ادامه میدهد. چون معتقد است که هنر تئاتر مانند کارهای طلبگی یا پزشکی بازنشستگی ندارد و مصداق «زگهواره تا گور دانش بجو» است. آخرین نمایش او، بازی در تئاتر«از این ماز عبورم دهید بود» اثر رضا صابری بود که چند هفته پیش در مجتمع فرهنگی و هنری امام رضا(ع) بهروی صحنه رفت.

از او به خاطر 3دهه فعالیت ارزنده در زمینه بازیگری تئاتر امسال در جشن روز جهانی تئاتر در مشهد تجلیل شد.
او حدود 36سال پیش با نمایش «سایههای بلند» شیفته تئاتر میشود و بعد گذشت این زمان، اکنون یکی از بازیگران این نمایشنامه است که دارد برای حضور در جشنواره نمایشنامهخوانی آماده میشود.
همکلامی ما با محسن کریمی، از پیشکسوتان عرصه تئاتر و تلویزیون را پیرامون بازیگری تئاتر امروز مشهد میخوانید:
تئاتر در شما از کی و از کجا آغاز شد؟
از سال 52 یا 1353 با دیدن نمایش«پاتوق» نوشته اسماعیل خلج و کارگردانی مهدی صباغی در سالن هلالاحمر با تئاتر آشنا و با دیدن نمایش«سایههای بلند» اثر رضا صابری، بیشتر شیفته این هنر شدم. بهويژه بازي کمالالدین غراب در این نمایش كه نقش رحیم را بازی میکرد، طوري بود كه خودم را جای او دیدم و با او و این نقش خیلی ارتباط برقرار کردم و همین موضوع سبب شد که به تئاتر علاقهمند شوم، به سمتشان بروم و عضو گروهشان شوم و خوشبختانه این مهم میسر شد و تاکنون دارم در تئاتر شاگردی میکنم.
چه ویژگی در «سایههای بلند» آن زمان دیدید که تئاتر را در ذهنتان زنده کرد؟
در آن زمان برخلاف امروز، تئاتر در دل مردم بود. الان هم اگر از قدیمیها سئوال کنیم گروه نقاشان، به خاطر دارند که آنان یک گروهی بودند که تئاتر تخته حوضي کار میکردند. در آن زمان در محلات، سِن میزدند یا تو حیاطهای بزرگ، روی حوض صحنه درست كردند و در ایام اعیاد، نمایش سیاه بازی اجرا میکردند. از بچگی این نوع نمایشها را میدیدم اما اولین تئاترهايی که بهروی صحنه دیدم، نمایشهای «پاتوق» و «سایههای بلند» بود که بهخاطر زنده بودن، نفس به نفس و چشم در چشم تماشاگر بودن این هنر ، تئاتر را در ذهن من شکوفا کرد.
اولین حضورتان بر صحنه تئاتر با چه نمایشی بود؟
نمایش«شادی باید» نوشته خانم امین و به کارگردانی علی آزادنیا بود که داریوش ارجمند هم استاد راهنمای این نمایش بود.
...و بعد از آن نمایش، بازیگری در شما جدی شد.
بله و تاکنون نمایشهای بسیاری بازی کردم. مانند نمایشهای«شادی باید»، «آسید کاظم»، «فرشته برف»، «ولدکشته»، «مستکبران تفلیند»، «شب بیستویکم»، «رامرودیها»، «خانات»، «مظلوم پنجم»، «بازینامه باستان»، «ازاین ماز عبورم دهید» و چندین کار دیگر.
از چه سالی بازیگری در تلویزیون را تجربه کردید؟
در گذشته تلویزیون دو شبکه بیشتر نداشت و آن دو هم از ساعت 6 بعداز ظهر برنامههایشان شروع میشد و تا 11شب ادامه داشت. طبعیتا فعالیت ما خیلی محدود بود ولی یادم میآید در همان اوايل پیروزی انقلاب در یک تله تئاتر به کارگردانی آقای توسلی بازی کردم و با استقبال زیادی روبهرو شد. در آن زمان هر نمایشی که قابل توجه بود، ضبط تلویزیونی هم میشد اما وقتی شبکهها بیشتر شدند، فعالیت تصویری ما هم بیشتر شد.
آقای کریمی، شما هم بازیگری در تئاتر را تجربه کردید و هم بازیگری در قاب تصویری. تفاوت ایندو بازیگری را چگونه میبینید؟
جنس بازی در تلویزیون با بازی روی صحنه، بسیار متفاوت است. اگر شما به عنوان بازیگر بخواهید آنچه در دلتان میگذرد بهروی صحنه بیاورید، باید با آن نقش زندگی کنید. چرا تمرینات یک تئاتر چند ماه به طول میانجامد. یعنی آن نقش باید در من بازیگر حلول پیدا کند تا بتوانم آن شخصیت را در خودم ایجاد کنم، اما در سینما اینگونه نیست. بازیگری در سینما، لحظه است. بازیگر در صحنه تئاتر برای 400نفر بازی میکند و باید حس، حرکات و بیان آنقدر قوی باشد تا تمام تماشاگران داخل سالن با شخصیت تو همراه شوند اما در کار سینما آن نقش بازیگر را چند لحظه قبل از اینکه جلوی دوربین رود به او میدهند تا او آن را بازی کند. حتی امکان دارد قبل یا بعد از داستانی که دارد بازی میکند را هم نداند. در کارهای تصویری خیلی از مراحل مانند تدوین بعد از بازی بازیگر انجام میشود اما در تئاتر هر فعالیتی صورت میگیرد توسط بازی بازیگر به نمایش گذاشته میشود.
شما برای بازیگری در تئاتر با فعالیتهای تصویری تفاوت قائل هستید اما شما فکر میکنید بازیگران امروز تئاتر مشهد با این دومقوله و تفاوتهایش تخصصی برخورد میکنند؟
نه، برخوردشان به این مقوله بسیار غریزی و غیرتخصصی است.
یعنی کسی که دوره بازیگری را میگذراند ممکن است هم تئاتر و هم در تلویزیون بازی کند و هم در سینما.
... و حتی فرق این مقوله را هم نداند. متاسفانه بازيگر جوان ما با چند بار که مقابل دوربین قرار میگیرد، تئاتر و بازی بهروی صحنه را فراموش میکند و حتی با آن برخورد بدی هم دارد.
فکر نمیکنید برخورد غیرتخصصی به دو مقوله بازیگری در تئاتر و سینما نشئت گرفته از آموزش تخصصی ما در این زمینه است؟
بله؛ این دو مقوله از هم جدا هستند و باید برای هرکدام آموزش جداگانهای دید. همیشه به تئاتر از دید هنری نگاه میشود و با سینما از دید تجاری برخورد میشود. تهیهکننده سینما ابتدا به تجارت فکر میکند و بعد به هنر میاندیشد. این تهیهکننده که تجاری فکر میکند برای فروش فیلمش هیچ وقت به بازی بازیگر فکر نمیکند و بیشتر چهره برایش مهم است. چون هدف او گیشه است نه چیز دیگر.
همانطور که میدانید تئاتر مشهد به نسبت سینمایش رشد بیشتری داشته و پرافتخارتر و موفقتر عمل کرده است. اما بازیگران مشهد در دو راهی بازی در فیلم یا تئاتر -حتی اگر سطح کارگردان فیلم هم پایینتر باشد- بازی در فیلم را انتخاب میکنند، چون سینما را هنر فاخرتری میدانند. منشأ این نگرش اشتباه از کجاست؟
بله، این نوع نگاه اشتباه است اما این موضوع یک حُسنی دارد که امکان دارد من هم دست به چنین کاری بزنم. من وقتی به گذشتههای هنری خودم نگاه میکنم میبینم از نمایش«خانات» که در زمان خود جریان ساز بوده و افتخار بزرگی در سوابق هنریام است، بهجز دو عکس هیچ چیز ندارم اما فیلمهای تمام فعالیتهای تصویریام موجود هست. بهطور مثال کاری با نام«رنگ و نیرنگ» از تیمور قهرمان در اوايل انقلاب در صدا و سیما انجام دادیم و ضبط تلویزیونی شد وبعد از 30سال هروقت فیلم آن را نگاه میکنم خاطرات آن زمان برایم زنده میشود. بنابراین علاقه به هنرهای تصویري بیشتر است، چون ماندگاری بیشتری دارد.
شما جدا از فعالیتهایتان در صحنه تئاتر و هم در آثارتصویری، در زمینه نقالی و تعزیهخوانی هم فعالیتهای بسیاری داشتهاید.
من از دوران کودکی با نقالی آشنا بودم و از نزدیک پای قصه نقالان مینشستم اما چند سال گذشته كه تصمیم گرفتم به سمت نقالی بروم، به خاطر این بود که میدیدم وقتی برای بچههایم قصهای میگویم برایشان از مجموعههای تلویزیونی خیلی جذابتر است و وقتی با دید تئاتر به این مقوله نگاه کردم، دیدم هر کسی شاید به زمینههای مختلف یک تئاتر بتواند یک جور نگاه کند اما به نقل نقال نمیتوان چنين ذهنیتي داشت. چون هر کسی برای نقل تصاویر مختلفی خلق میکند. چون نقل زنده است. با توجه به گذر قرنها باز هم میتوانیم همراهی مخاطب را با آدمهای شاهنامه ببینیم.
... و تعزیه؟
من در فعالیتهای تعزیه احساس نیاز کردم. سن تمام تعزیهخوانان که امروز در این زمینه فعالیت میکنند، بالای 65 یا 70 است و همهشان در گروههای مختلف حضور داشتند اما الان از آن گروهها چند گروه بیشتر باقی نمانده است. در این رابطه با برخی مسئولان هنری صحبت کردم که از این هنر بیشتر حمایت شود تا بتوانیم همین چند تعزیهخوان را حفظ کنیم. به هرحال توانستیم برای این گروهها بودجهای بگیریم و شهرداری هم حمایت کرد و اماکن اجرایی برایشان مهیا شد و الان 5گروه فعالیت میکنند. من حدود چهار سال است که تعزیهخوانی میکنم و بهنوعی آن را زکات بازیگریام میدانم و بسیار هم از این هنر لذت میبرم.
با توجه به اینکه شما سه نسل بازیگری سه دهه گذشته را دیدهاید و از نزدیک در کنارشان بازی هم کردهاید، چه ارزیابی در این خصوص دارید؟آیا این وضعیت را روبه رشد میبینید؟
متاسفانه تئاتر بهخاطر اینکه در خدمت دولت است، روبهرشد نیست. یعنی ما به لحاظ بیلان کاری داریم کاری در این حوزه انجام میدهیم. بهخاطر اینکه بايد بودجهای هزینه شود. با اين وجود ببينيد وقتی یک نمایش اجرا میشود، برای آن نمایش چقدر تماشاگر بلیت خریدند، نه اینکه بازیگر برای تماشای نمایشش کارت دعوت براي ديگران بفرستد. تا زمانیکه تئاتر در جشنوارهها خلاصه و از مردم جدا شود نمیتوانیم رشدی برایش متصور شويم، چه برسد بخواهیم برای وضعیت بازیگریاش نظری بدهیم. به هرحال در تئاتر هیچ چیز بیارتباط با هم نیست.
به نوعی بازی بازیگر با استقبال تماشاگر ارتباط مستقیم دارد.
بله. من وقتی برای یک نمایش چند ماه تمرین میکنم و عرق میریزم، طبیعی است که تمام تمركزم در زمان اجرا، تماشاگر بشود. شما ببینید چگونه یک بازیگر میتواند برای 15نفر بازی کند!؟
با این اوصاف در سالهایی که مردم در مقابل سالنهای تئاتر صف میبستند وضعیت بازیگری در مشهد در سطح بالایی بوده است.
بله، وقتی نمایش «شب بیست و یکم» در ابتدای دهه60 اجرا میشد، مردم بلیت 5تومانی را به سختی تا حدود30تومان در بازار سیاه میخریدند یا برای تماشای نمایش«مرگ یزدگرد» هر شب بسیاری در پشت درهای بسته میماندند.
میخواهم بگویم بود و نبود تماشاگر در همه عناصر یک نمایش، موثر است و بهطور حتم در بازیگر بیشتر از هرچیز تاثیر میگذارد. بهطور مثال حتی نفس کشیدن تماشاگر بر حس بازیگر تاثیر میگذارد. دقیقا بازیگر همان خطیبی است که روی منبر قرار دارد و نگاه میکند به چشم مخاطب تا مطلبش را بگوید. یک بازیگر تئاتر ممکن است گفتگوهایش را از قبل حفظ کرده باشد و بداند چه میخواهد بگوید اما آن حسی که بالا و پایین میشود نسبت به آن تماشاگری است که با بازیگر همراه میگردد.
شما بازیگری در تئاتر امروز مشهد را چگونه میبینید؟
الان سرعت در نظام هستی بسیار حاکم است. امیدوارم نسل جدید همانطور كه با این سرعت همراه ميشود، بهمسائل پیرامونش بیاهمیت نگردد. یعنی وقتی میشنویم کسی به مدت یک هفته نمایشنامهای را نوشته و بعد یک هفته تمرین هم آنرا اجرا کرده است، تا حدی دلگیر و ناراحت میشوم و با خودم میگویم که اگر کار تئاتر این است پس ما تا کنون چه کار میکردیم. ما داشتیم اشتباه میکردیم که چهار یا 5ماه تمرین میکردیم یا اینها دارند اشتباه میکنند که یک نمایش را با یک یا دوهفته تمرین به روی صحنه میبرند؟
... و سخن آخر.
آرزوی موفقیت برای تئاتر ایران به خصوص تئاتر مشهد. همیشه تئاتر مشهد در تمام جشنوارهها بهترین بوده است اما متاسفانه در حال حاضر تا حدودی این مسئله کمرنگتر شده که امیدوارم با تلاش هنرمندان تئاتر مشهد به جایگاه قبلیمان برگردیم.
سیدجواد اشکذری
| ساير خدمات | نظرسنجي | تقويم ۲۰ پنج شنبه بهمن ماه ۱۳۹۰ ۹ فوریه ۲۰۱۲ | خبرنامه |