استاد نعمتا... نيكويي متولد 1325 قوچان است اما سالهاست كه در مشهد زندگي ميكند. وي پس از بازنشستگي از دانشكده علوم پزشكي به معرق روي ميآورد و چنان در اين عرصه فعاليت ميكند كه امروز او را به عنوان يكي از بهترين معرقكاران فلز ميشناسند.

استاد نيكويي تاكنون در بيش از 100نمايشگاه انفرادي و گروهي شركت داشته و در جشنوارههاي بسياري چون «قرآن و عترت» به عنوان هنرمند برتر معرفي شده است.
همچنين كارهاي قرآني اين هنرمند كه در ابعاد نسبتا بزرگي اجرا شدهاند، او را به عنوان بازنشسته نمونه كشوري به جامعه معرفي كرده است.
قرآن و مضامين آن هميشه از دغدغههاي نيكويي بوده، از همين رو خودش در ابتداي گفتگويي كه در ادامه ميآيد، ميگويد: شايد كسي باور نكند اما من روزي 20 تا 22ساعت كار ميكنم و به هيچ عنوان خسته نميشوم. تنها يك ساعت ميخوابم. از وقتي كه روي آيات قرآني كار ميكنم انگار خودم نيستم، درست است كه دست من است اما نيرويش از من نيست، براي همين اصلا خسته نميشوم.
ادامه گفتگوي شهرآرا را با اين هنرمند خوشذوق بخوانيد.
استاد نيكويي، پيشينه اين هنر به چه زماني برميگردد؟
«معرق» الان يك واژه دهان پركن شده است، در حالي كه معرق از بدو پيدايش انسان وجود داشته است، منتها بهصورت ناشناخته. به عنوان مثال انسان اوليه وسايل شكارش را به ترتيب كاراييشان در يك جا ميچيده و همين چيدمان يعني معرق.
فرم آشناي «معرق خط» از كي پديد آمده است؟
آنچه را كه امروزه در نمايشگاهها يا موزهها ميبينيم و در جامعه به اصطلاح معرق خط شناخته ميشود مربوط به حداقل 70سال گذشته است كه پيرامون آن كتابهايي نگاشته شده و تحقيقاتي صورت گرفته است.
شكل اصولي معرق تاريخچه كوتاهي دارد اما مردم بهنوعي با اين هنر آشنايي ديرينهاي دارند. چيدن سفرههاي غذا و قرار گرفتن وسايل بهصورتي اصولي در جاي خود همه معرقاند.
اما ذهن مردم با اين مسئله آشنا نيست، براي عموم مردم، معرق قرار گرفتن چند كاشي يا تكههايي از شيشه در كنار هم است يا خطنوشتههاي چوبي در حالي كه چيدمانهاي روزمره عموما معرق هستند.
معرق فلز كه شما هم بيشتر هنرتان را صرف آن ميكنيد از چه زماني جنبه عمومي پيدا كرده است؟
معرق در فرم فلزياش نيز به ساليان دور برميگردد، نمونههاي زيادي از زير خاك كشف شدهاند كه گواه اين امر هستند. معرقهاي فلزي بيشتر با مس و برنج ساخته ميشدهاند اما نامگذاري خاصي برايشان نبوده است.
نام آشناي معرق فلز نيز به همان 70سال گذشته برميگردد كه كمكم هنرمندان نيز به آن علاقه نشان دادهاند.
همانطور كه شما هم پيشتر اشاره داشتيد مردم معرق را بيشتر با چوب و مصالح ديگر ميشناسند. شما شخصا به دنبال چه چيزي بوديد كه معرق فلز را ادامه داديد؟
من هم ابتدا با معرق چوب كارم را شروع كردم و بيشتر بهصورت سرگرمي، كار را دنبال ميكردم. آينده خاصي براي فعاليتم متصور نبودم. كمي بعدتر در نمايشگاههايي آثارم را به نمايش گذاشتم. مردم با استقبال خود مرا تشويق ميكردند، آن موقع كارهاي چوبي برجسته انجام ميدادم اما ماندگاري پايين آن آثار، راضيام نميكرد. هميشه ميخواستم كارم، ماندگاري داشته باشد.
از طرفي عموم كارهايي انجام شده در اين زمينه، يك شكل بودند، انگار از روي هم كپي ميشدند، براي خود هنرمندان معرقكار هم كارهاي ايدهآلي نبودند.
ميديدم كه معرقهايي با دستگاه ساخته ميشدند، معرقهايي كه اصالت و روح نداشتند يا ميديدم به جاي مس كه قيمتش چندين برابر شده از كيتهاي الكترونيكي كه يكلايه مس دارند استفاده ميكردند. اين آثار از كيفيت آنچناني برخوردار نيستند و خيلي زود از بين ميروند. من با روشي كه عادت بازار و ديگران شده بود، كار نكردم. با همان فكر ماندگاري كار و نبودن مشابه اثرم، به جاي مس از آلومينيوم استفاده كردم. مس به علت شرايط جوي، گاهي واكنشهايي دارد و تغيير رنگ ميدهد. مردمي كه معرقهاي مسي را خريداري كردهاند خيال ميكنند كه هنرمند سرشان كلاه گذاشته است. براي نبودن چنين بازخوردهايي، آلومينيوم را به عنوان ابزار اصلي كارم قرار دادم. حتي براي لايه زيرين كار كه عموما پارچهاي سياه بود از ورقه آلومينيومي استفاده كردم.
سواي اينها، شناسنامه كاري شما، صفحههاي قرآني و «بسمالله الرحمنالرحيم»هايي هستند كه مشخصههاي خاص خود را دارند و به شكل عمودي كار شدهاند. پديد آمدن چنين آثاري برايند همان نگاه مقايسهاي بود كه كاري كرده باشيد كه ديگران نكردهاند؟
همانطور كه قبلا هم اشاره داشتم پس از مدتي معرق برايم از سرگرمي به دغدغه تبديل شد. در كنار اين مسئله، يك دغدغه قديمي نيز داشتم و آن كار كردن روي آيات قرآني بود. ببخشيد اما ميديدم كه با كارهاي سطحي بازار، با قرآن بازي ميشود و كارهاي دمدستي تحويل مردم داده مي شود. ما چيزي بالاتر از قرآن نداريم پس بايد در شأن آن كار كنيم، در سطح خيلي بالا. نميخواستم با قرآن بازي كنم.
سه سال روي روايات كار كردم تا دستم براي كار كردن صفحههاي قرآني مهارت و آمادگي پيدا كند. در ادامه 14صفحه بزرگ قرآني با تذهيبهاي مختلف كار كردم كه برايم خيلي شيرين بود. آن لحظات واقعا ارتباطم با بيرون قطع شده بود و جاي ديگري سير ميكردم.
ما در كشوري زندگي ميكنيم كه اگرچه اسلام و قرآن آن، هموغم همه است اما فقط عدهاي خاص به آن ميپردازند. واقعيت جامعه امروز ما آن است كه مردم با قرآن آن هم سر سفره عقدشان عكس ميگيرند و بعد ميماند تا كسي فوت كند و آيهاي تلاوت شود. اين اشكال به خود ما برميگردد كه خيلي كوتاه آمدهايم و با قرآن به صورت جدي ارتباط برقرار نكردهايم.
من در نمايشگاههاي قرآني بسياري برخورد مردم را ديدهام، بيرودربايستي بايد بگويم باوجود تمام تسهيلاتي كه براي مردم فراهم ميكنيم باز هم اين نمايشگاهها، خلوت هستند، نسبت به يك كشور اسلامي، خلوت هستند. كارهاي درخوري در رابطه با قرآن صورت نگرفته است. مردم به برخورد هنرمندانهتري نياز دارند. براي جلب توجه مردم كه تا به حال فقط واژه مقدس «بسما....» را افقي ديده بودند آن را به صورت عمودي اجرا كردم. ميخواستم مخاطب چند لحظه روبهروي اثر توقف كند. به مرور زمان همين توقف گرايش مخاطب به قرآن را تضمين ميكند. خوشبختانه استقبال مردم خيلي خوب بود. ميتوانم بگويم كه حتي آنهايي هم كه با توجه به رنگهاي متفاوت اين آثار، آنها را به عنوان دكور در منزلشان استفاده ميكنند به مرور و در ارتباط ديداري مداوم با اين آثار به سمت آن گرايشهايي پيدا ميكنند. به عنوان مثال پس از مدتي هيچ كس بدون گفتن «بسما...» از آن خانه بيرون نميآيد. با چنين نگاهي صفحات قرآني را كار كردم.
خاطرم هست در يكي از نمايشگاههايتان عنوان كرديد، كتابي را از صفحات قرآني تهيه خواهيد كرد؟
هدفم اين بود كه جزو 30قرآن را به صورت معرق فلز كار كنم. طرح را به اداره ارشاد پيشنهاد دادم و آنها من را به جامعه قاريان معرفي كردند. هزينه كار خيلي بالا بود، از عهده آن برنميآمدم. خواستم كمك كنند تا اين اثر تهيه شود، چون در عين ماندگاري بالا، ناطق هم بود. يعني ميخواستم هر صفحهاش را كه ورق ميزدند آيات همان صفحه با بهترين صوت ممكن تلاوت نيز بشود. متاسفانه همكارياي صورت نگرفت و اين شد كه من فقط 14صفحه از آن را تهيه كردم.
استاد نيكويي؛ حرف آخر و اينكه الان مشغول چه كاري هستيد؟
در كودكيام به خاطر نقشهاي كنار صفحات قرآن، جذب قرآن شده بودم و همين باعث شد پيوندي ناگسستني با آن داشته باشم. الان هم بايد اينگونه باشد. وقتي با هنر خوب و قابل دفاع به سمت مضامين قرآني برويم، ميتوانيم مخاطب داشته باشيم. حتي بچهها ميتوانند در جورچينهايي كه تصاوير آن مربوط به فرهنگ ما هم نيستند، تصويري از يك اثر عالي قرآني هنرمندي در اختيار داشته باشند تا در عين حالي كه با هنر آشنا ميشوند با مباني دين خود نيز پيوندهايي ابتدايي برقرار كنند.
الان كلي قرآن چاپ ميشود اما انگار هيچ نظارتي بر كيفيت چاپ و ارائه آن نميشود. امروز به ارائه هنرمندانهاي از قرآن نيازمنديم. مسئولان ما در اينباره مديون مردم هستند. در مورد فعاليت اكنونم بعد از كاركردن رباعيات خيام به صورت كتاب، مشغول كتاب كردن 200صفحه معرق از اشعار حافظ هستم كه به پيشنهاد انجمن خوشنويسان مشهد از خطهاي استاد اميرخاني استفاده ميكنم و و حدود 80صفحه از آن را تاكنون آماده كردهام كه به اميد خدا در آينده به جامعه ارائه خواهم داد.
| ساير خدمات | نظرسنجي | تقويم ۲۰ پنج شنبه بهمن ماه ۱۳۹۰ ۹ فوریه ۲۰۱۲ | خبرنامه |