۱۳۸۹/۶/۴

وحيد حسيني- ويليام فاكنر مي‌گويد: «داستان‌نويس شاعر شكست‌خورده است». اگر اين را نشنيده باشيد احتمالا با اين جمله معروف آشنا هستيد كه: «شاعران ورشكسته، داستان‌نويسان خوبي خواهند شد» و لابد شنيده‌ايد برخي از اهالي شعر كه نتوانستند در اين عرصه موفق باشند، بخت خود را در زمينه داستان آزمودند و گاه نويسنده‌هاي خوبي نيز از ميان آنان سربرآوردند يا شاعراني به هر دليل در داستان‌نويسي كامياب‌تر شدند. هوشنگ گلشيري و بيژن نجدي در ادبيات ايران، مصداق‌هاي خوبي هستند در ميان داستان‌نويسان داراي پيشينه شاعري.در مشهد نيز روي آوردن شاعران به داستان‌نويسي، موضوع تازه‌اي نيست. از مهدي اخوان‌ثالث كه تجربه مجموعه داستان «مرد جن‌زده» و قصه «درخت پير و جنگل» را دارد تا محمدباقر كلاهي اهري با مجموعه‌داستان «دامنه‌هاي پري‌آباد»؛ همواره شاعران بسياري در اين حوزه –با آثار منتشره يا غيرمنتشره- طبع‌آزمايي كرده‌اند.
اينكه سبب روي آوردن ايشان به داستان، مسائل و مشكلات احتمالي و واكنش‌هاي بيروني چيست و چه مي‌تواند باشد، پرسش‌هايي است كه به دنبال پاسخ آن گزارش زير فراهم شده است. با هم مي‌خوانيم:



محمدباقر كلاهي‌اهري، شاعر بنام مشهدي، روي آوردن خود را به سمت نوشتن داستان، ناشي از «در يك راستا ديدن گونه‌هاي هنري مانند رمان، داستان‌ كوتاه، فيلم و شعر» مي‌داند: با مطالعه رمان‌ها و داستان‌هاي كوتاه گوناگون، به‌تدريج فهميدم كه داستان از شكل روايت محض فاصله گرفته و به سمت هدفي گرايش پيدا كرده است كه شعر مدرن دنبال مي‌كند. امكانات داستان‌نويسي زمينه‌هايي در اختيار من مي‌گذاشت كه بتوانم شعرم را به نحو متفاوتي دكوپاژ و در‌واقع شعر را در افق‌هاي ديگر تجربه كنم و به اين ترتيب از شر امكانات قبلي خلاص شوم.
كلاهي اهري معتقد است در ميان شاعران مشهدي، اخوان ثالث كسي بود كه پيش از همه قصه‌نويسي را وارد شعر كرد: يكي از اتهاماتي كه به اخوان وارد مي‌شد، اين بود كه او شاعر نيست، راوي است؛ حال‌آنكه در اشعار روايي اخوان، قصه‌هاي او با شاعرانگي ذهن شاعر به يك مخلوق ادبي تبديل مي‌شد. در كار اخوان ثالث، قصه پس‌زمينه‌اي براي طرح يك مقوله معاصر و برگرفته از قصه‌ها و اسطوره‌هاي كهن بود. در ادامه مي‌بينيم كه بعدها شاعران ديگري نيز به سراغ داستان‌نويسي مي‌روند.
نويسنده «دامنه‌هاي پري‌آباد» درباره كار خود توضيح مي‌دهد: زمينه و فضاي داستان‌هاي كتاب من را اتفاقات شهري، كهن الگوهاي بدوي، فضاهاي روستايي و محيطي با جهان فئودالي كه به جهان اساطير نزديك است، تشكيل مي‌دهد. در يكي از اين داستان‌ها، زوجي پزشك كه صاحب فرزند نمي‌شوند و به شهرستاني‌ رفته‌اند، پس از سال‌ها مي‌خواهند به تهران بازگردند. آن‌ها تصور مي‌كنند دلشان براي پايتخت تنگ شده اما اتفاقاتي كه در قهوه‌خانه بين راهي براي آن‌ها رخ مي‌دهد، به انصراف و بازگشت اين زوج به شهرستان منجر مي‌شود. شاعر «باغي در منقار بلبلي» ايراد برخي را نسبت به ورود شاعران به عرصه داستان درست نمي‌داند و عنوان مي‌كند: نويسنده‌اي چون گلشيري ابتدا شعر مي‌گفت ولي بعد ديد كه بهتر است سراغ داستان برود. اين بد نيست و البته مي‌تواند خوب هم نباشد اما آنچه مهم است، انجام كاري است كه از دست آدم برمي‌آيد. بورخس نيز، در كنار شعر‌‌گفتن داستان هم مي‌نوشت كه اين هر دو بر يكديگر تاثيرگذار بودند. امروز گونه‌هاي مختلف هنري مانند عكاسي، فيلمسازي، نويسندگي و... خيلي تحت‌تاثير هم هستند و خيلي از مشخصات هم را نيز دارند، پس نمي‌شود گفت كه شعر از ادبيات داستاني به مفهوم مدرن آن دور است يا برعكس، فاصله داستان از شعر زياد است.حسن موذن‌زاده، شاعر خوب مشهدي، داستان‌نويسي شاعران را مختص زمان و مكان خاصي نمي‌داند و مي‌گويد: اساسا ژانر نوعي هنر در شاعر و نويسنده متغير و جابه‌جاشونده است. گاهي روح طغيانگر شاعر با نوع شعر طغيان مي‌كند و به تعبير من بيماري‌اش را سرايت مي‌دهد و گاهي هم ملكه شعر (آرايش و چينش كلمات) و به تعبير دريدا، روح، شناسنامه و آستر واژه‌ها با شعر انتقال نمي‌يابد؛ بلكه در قالب داستان‌كوتاه و رمان مي‌تواند عرضه شود. غرض خود من در دفتري از داستان كه براي چاپ آماده كرده‌ام، نزديك شدن به استوانه مدرنيته است كه در‌آن مسئوليت‌هايي از ناحيه زبان بر گرده هنرمند است و بايد او را ارضا كند تا به‌نوعي آرامش برسد.
شاعر «چه بيماري قشنگي ست جغد» مي‌افزايد: مرزهايي كه ميان رمان، داستان كوتاه و داستانك يا شعر‌مدرن و پست‌مدرن و... هست چندان نمي‌تواند ساختارمند و قانونمند باشد بلكه اين مرزها قراردادي است. با وجود اين مي‌بينيم كه وقتي كسي كه به شعر شهرت دارد،‌ گاهي كه مي‌نويسد، هر چقدر هم كه خوب بنويسد ديگران كار او را نمي‌خوانند يا قبولش ندارند يا انتظار دارند كه او شعر بگويد.
موذن‌زاده با اشاره به حفظ سنت در مشهد و مشكلاتي كه گريبانگير شاعران متمايل به داستان‌نويسي مي‌شود، اظهار مي‌دارد: با اينكه اين شهر پر از واردات و صادرات در زمينه‌هاي گوناگون است، هواي آن ايستاتر از ساير نقاط كشور است. شهري با ريشه‌هاي فرهنگي و ادبي قوي‌ و قديمي‌ كه همواره گرفته و صادر كرده، بايد بهتر از اينكه الان هست، باشد و ترس‌هايي كه خود نوعي سنت‌گرايي و محافظه‌كاري است، بايد در آن برطرف شود.
وي ادامه مي‌دهد: من بيشتر طالب فضاهاي باز هستم. به عبارتي نظم را نبايد از بين برد اما قراردادها را بايد جابه‌جا كرد. اگر در اين راستا اثري هنري با زبان داستان جاذبه و جلاي بيشتري به‌دست آورد و لاجرم اتفاقي در زبان رخ بدهد،‌ ديگر هيچ پيامدي مهم نيست، به شرط آنكه ارائه‌اي نو در عرصه هنر انجام شود. به قول سهراب: عبور بايد كرد/ و هم‌نورد افق‌هاي دور بايد شد.
حسين كوشامنش نيز درباره روي آوردن خود به نوشتن داستان عنوان مي‌كند: انتخاب قالب داستان به وسيله من شايد به درونمايه‌ها و موضوعاتي برمي‌گردد كه قابل ارائه در گونه شعر نيست. اما كلا چنين رويكردي به رابطه‌اي دوسويه بستگي دارد؛ از سويي ممكن است ناتواني شاعر در ارائه آنچه مي‌گويد در اين امر دخيل باشد و از سوي ديگر، امكان دارد پاي ناتواني در ميان باشد؛ يعني اينكه كسي هم بتواند شعر بگويد و هم داستان بنويسد.
او معتقد است: شعرگونه شدن داستان نمي‌تواند مشكلي به‌شمار آيد. منوط به اينكه نويسنده بتواند آنچه را كه مي‌خواهد، پياده كند. كسي در‌مورد كتاب من (اقليما) مي‌گفت كه اگر اين حالت ادامه يابد، به‌گونه‌اي تحت عنوان شعر- داستان خواهيم رسيد. اين ناچاري يك شاعر نيست كه او را به سوي داستان سوق مي‌دهد؛ بلكه اين امر ناشي از ويژگي‌هاي دروني شاعر است.
نويسنده كتاب «اقليما» اصل انتشار داستان به وسيله شاعران را منفي نمي‌داند و تصريح مي‌كند: از پيامدهاي مثبت اين اتفاق، تجربه كردن يك محيط ديگر است. در واقع با اين كار شاعر به‌نوعي خود را محك مي‌زند. احساس مي‌كنم چيزهايي كه در شاعر مي‌ماند، با بازگويي در رمان و داستان تخليه و به بازگشت شاعر به شعر منجر مي‌شود و همچنان فرآيند پر و خالي شدن ميان شعر و داستان صورت مي‌گيرد كه در ايامي خاص به‌صورت شعر تجلي مي‌يابد و در ايامي به شكل داستان. شايد ديگران اين قضيه را به سرگرداني ميان اين دو گونه نسبت دهند اما من حسي قشنگ در اين رابطه‌ دارم.



امتیاز :
 
بازديد : ۱۵۱ مرتبه


PDF
آرشيو روزنامه
نظرسنجي
بهبود سایت
نظر شما برای افزایش یا بهبود امکانات سایت چیست؟
تقويم
۲۰
پنج شنبه
بهمن ماه ۱۳۹۰
۹ فوریه ۲۰۱۲
خبرنامه

افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی