۱۳۸۹/۶/۷

مهدي غفوري ساداتيه آدم خلاصه‌اي‌ است، خلاصه توي يك اتاق، خلاصه پاي چند كتاب. خلاصه توي خودش. متولد 1323 و شاعر دفترهاي «بارون» و «حاصل لحظه‌هاي ديجورين»، « منظومه هاي شب» و «خاتون نور».او در كنار شاعري، تحقيقات وسيعي نيز در زمينه كتابشناسي شعر و شاعران انجام داده است كه حاصل آن را در كتاب سه‌ جلدي «فرهنگ كتابشناسي شعر و شاعران» مي‌توان ديد.



چندي قبل در پي خبر ويرايش دوباره همين فرهنگ به منزلش رفتيم. جايي كه پيرمرد 66ساله گاهي مي‌خنديد و گاهي بغض مي‌كرد، به قول خودش خيلي حرف داشت اما از اين ميان به گوشه‌هايي پرداختيم كه بيشتر به «فرهنگ‌كتابشناسي شعر و شاعران» برمي‌گشت. همراه شويد.
آقاي غفوري انجام كار تحقيقي ادبي به پيوستگي شما و ادبيات نياز دارد؛ شما شعر مي‌گوييد اما چطور به سمت تدوين فرهنگ كتابشناسي شعر و شاعران كشيده شديد؟
من از حدود نوجواني گرفتار شعر شدم و به‌واسطه علاقه‌ام سعي مي‌كردم كتاب‌هايي را كه در زمينه شعر منتشر مي‌شد، جمع‌آوري كنم.
هزينه بسياري از تفريحاتم را براي خريد كتاب صرف مي‌كردم. به سبب همين علاقه‌مندي، دنبال كتابي مي‌گشتم كه نام تمام شاعران را داشته باشد تا بتوانم از آن استفاده كنم. مدتي گشتم اما چيزي پيدا نكردم. خودم كتاب‌هاي زيادي از شاعران داشتم، پس دست به كار شدم. در سال 67 ابتدا كتاب‌هاي كتابخانه خودم را فهرست كردم و پس از آن، به سراغ كتابخانه‌هاي شهر، فروشگاه‌ها، مجلات و روزنامه‌ها رفتم. از آنجا كم‌كم شالوده اين فرهنگ شكل گرفت.
آن‌هايي را كه مي‌توانستم مي‌خريدم و جايي كه توان مالي نداشتم فقط به روش خودم فهرست‌برداري مي‌كردم. ابتدا شكل كار ناقص بود اما به مرور با رفع نقيصه‌ها، كار روان شد.
منابعي كه شما براي كارتان استفاده كرده‌ايد مثل كتابخانه‌ها و فروشگاه‌ها چندان كامل نيستند، آيا در ادامه كار سراغ منابع ديگري نيز رفته‌ايد تا به‌واسطه آن، عيار اين فرهنگ‌ بالا برود؟
در كنار منابع دم‌دست به سراغ فهرست كتاب‌هاي كتاب‌خانه ملي و اسناد دانشگاه فردوسي مشهد نيز رفته‌ام. ضمن اينكه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي هر‌ساله كارنامه نشر دارد و در طول برگزاري نمايشگاه بين‌المللي، سالني هم به عنوان «كارنامه نشر» وجود دارد كه تمام آثار چاپ شده با مجوز وزارت فرهنگ‌وارشاد اسلامي در آن ليست شده‌اند و منبع بسيار ارزشمندي است.
در كنار اين‌ها، سري هم به «خانه كتاب» مي‌زنم كه توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي سهميه‌اي از تازه‌هاي چاپ برايش تعيين شده است. آنجا هم كمك بسياري به من مي‌كند. از طرفي در مقدمه «فرهنگ كتابشناسي شعر و شاعران» از شاعران درخواست كرده‌ام آثارشان را براي ثبت برايم بفرستند، خوشبختانه برخي لطفي به من دارند.
من نمي‌توانم ادعا كنم كه به تمام كتاب‌هاي شعر چاپ شده در 120سال گذشته دسترسي پيدا كرده‌ام اما با توجه به علاقه شديد و شيوه كاري‌ام مي‌توانم تخمين بزنم كه حدود 70 تا 80درصد كتاب‌ شعرهايي كه در طول سال چاپ مي‌شوند، توسط من رصد مي‌شوند.
تا چه سالي فهرست جمع كرديد؟
تا سال 80؛ همان سال دست‌نوشته‌هايم را سرجمع كردم و به سراغ ناشران مشهدي رفتم اما هر‌كدامشان دليلي آوردند مثل حجم بالاي كتاب، نبودن سرمايه و... تا كتاب را چاپ نكنند.
من تهران هم مي‌رفتم. نشري بود به نام «تكا» كه ناشران ديگر نيز كتاب‌هايشان را براي چاپ به آن مي‌سپردند. آنجا جاي بسيار خوبي براي من بود. سال‌هاي قبل و در تدوين فرهنگ به آنجا بسيار سر مي‌زدم و يادداشت‌ برمي‌داشتم. يك روز حين كار، توجه مسئولان آنجا را جلب كرده بودم. وقتي از كارم پرسيدند و جواب شنيدند خيلي متعجب و خوشحال شدند. همانجا پيشنهاد معرفي ناشر براي چاپ فرهنگ را به من دادند و من هم از خداخواسته استقبال كردم. با دست‌نويس فرهنگ به دفتر نشر نويد شيراز رفتم. كار را ديدند همانجا قرارداد چاپ و نشرش را نوشتند. در مشهد زيرنظر خودم حروفچيني كار دنبال شد تا اينكه يك سال بعد كتاب در سه جلد چاپ و در نمايشگاه كتاب سال 81 ارائه شد.
اما در همان سال‌ها هم كتاب‌هايي بودند كه به شاعران پرداخته و درباره آن‌ها اطلاعاتي داده باشند. تفاوت فرهنگ شما در چيست؟
درست است و در مقدمه فرهنگ هم آورده‌ام. در سال 50 خانم ميمنت ميرصادقي (ذوالقدر) تعداد 497عنوان كتاب شعر نو فهرست كرده بودند، اما اول اينكه محدود به شعر نو بود و بعد هم ناقص. رساله فوق‌ليسانس خانم ميرصادقي در رشته كتابداري بود و تدوين‌ آن بسيار مغتنم.
دكتر فرامرز سليماني در آغاز دهه 60، كتابي تحت عنوان «شعر شهادت» چاپ كرد و 121عنوان كتاب شعر را كه در فاصله سال‌هاي 57 تا 59 چاپ شدند فهرست كرد. البته بيشتر آن كتاب، به نقد و بررسي شعر انقلاب مي‌پرداخت. مجموعه ديگر «تاريخ‌تحليلي شعر نو» اثر شمس لنگرودي است كه به تحليل تاريخي شعر نو در فاصله 1274 تا 1357 پرداخته و ناقص هم هست. چند منبع ديگر هم بودند كه قابل يادكرد نيستند.
من از 3103شاعر و 5735عنوان كتاب، فهرست برداشته‌ام كه براي هيچ كدام از آثار قبلي چنين سابقه‌اي وجود ندارد.
سه جلد اول فرهنگ شما تا سال 80 را پوشش مي‌دهد، در اين فاصله 9ساله تا امسال چقدر به حجم آن اضافه شده است و چاپ دوم اين فرهنگ به چه صورتي خواهد بود؟
حيفم آمد كار را ادامه ندهم و فكر نمي‌كنم كسي رنج و سختي كار من را -در كنار عواقبش- درك كند. در اين فاصله 9ساله مثل سابق به تمام كتاب‌فروشي‌ها، كتابخانه‌ها و ديگر منابع خود مرتب سر زده‌ام. امروز شخصا در حدود 2هزار عنوان كتاب شعر دارم و سعي كرده‌ام از تمام موقعيت‌هايم براي رصد شعر استفاده كنم.
تا امروز دقيقا حساب نكرده‌ام اما تخمين مي‌زنم بين 12 تا 14هزار عنوان كتاب شعر را از حدود 7‌تا 8هزار شاعر رصد كرده باشم.
البته بگويم كه همزمان با جمع‌آوري فهرست شاعران براي فرهنگ كتابشناسي شعر و شاعران، «فرهنگ شاعران متقدم» و «فرهنگ شعر كودك» را نيز تدوين كرده‌ام و اگر بخواهيم شاعران و چاپ‌شده‌هاي اين عرصه‌ها را هم به آمارمان اضافه كنيم چيزي بالغ بر 20هزار عنوان كتاب شعر خواهد شد.
همچنين يكي از سه جلد فرهنگ شعر و شاعران به فهرست‌ها مي‌پردازد كه در چاپ دوم و ويرايش جديد اضافه خواهد شد. فهرست نام شاعران، عنوان كتاب‌ها، نمايه سرايندگان‌ در قالب‌هاي متفاوت شعري، نمايه مضامين آثار شاعران، نمايه سرايندگان گويش‌هاي محلي و... . سعي مي‌كنم تا سال 90 ويرايش دوم كار را به چاپ برسانم.
فرهنگ شاعران متقدم و فرهنگ شعر كودك چه ويژگي‌هايي دارند؟
در تحقيقاتم حدود 600 شاعر كودك و نوجوان را از حدود 100سال قبل فهرست كرده‌ام كه چيزي حدود 3 تا 4هزار عنوان كتاب دارند.
فرهنگ شاعران متقدم هم از قرن سوم تا امروز را پوشش مي‌دهد. البته اين اولويت من نيست. اولويت اصلي من، فرهنگ كتابشناسي شعر و شاعران و فرهنگ شعر كودك است كه به چاپ‌شده‌هاي اين عرصه به‌طور جدي خواهد پرداخت.
البته «تذكره شاعران سده معاصر ايران» را نيز در دست تهيه دارم كه منتخبي از آثار و زندگي‌نامه شاعران معاصر است.
اگر موافق باشيد صحبتمان را با دل‌گويه‌هاي شما به پايان ببريم؟
صحبت زياد است اما چه فايده؟ من كارم تحقيق است و ملاكم آثار چاپ‌شده شاعران، به طبقه، ايدئولوژي، فكر و... شاعر كار ندارم اما اين مسئله را خيلي‌ها درك نمي‌كنند. دكتر شفيعي كدكني مي‌گفت «فرهنگ كتابشناسي شعر و شاعران شما به پايان‌نامه‌هاي دكتراي بسياري كمك مي‌كند.»مي‌خواستم در كنار علاقه‌ام، خدمتي هم كرده باشم و براي همين خيلي رنج كشيدم. اين كار به زندگي و خانواده‌ام بسيار لطمه زد و اصلا نفهميدم كي 66ساله شدم.
من نبايد اين‌طور زندگي كنم و وزارت ارشاد بايد از امثال من حمايت كند. بايد به من مكان و پرسنل بدهد تا بتوانم كارم را جامع‌تر كرده و به پايان برسانم. من اينجا مزاحم خانواده‌ام هستم. خانواده‌ام از دست من ناراحتند و حق هم دارند. از من راضي نيستند چون زندگي‌شان را تامين نكرده‌ام، وضع من باعث شده از كتاب‌ بدشان بيايد.
من از همشهري‌هاي خودم هم گلايه دارم؛ 10سال از عمر كتاب من مي‌گذرد اما اولين سراغ مطبوعاتي از من، توسط تهراني‌ها بود. نمي‌دانم چرا همديگر را دوست نداريم. من و كتابم را مي‌بينند اما يك خسته‌‌نباشيد نمي‌گويند!
خبرنگاران هم مثل مسئولان يك‌بار حال ما را نپرسيدند. كاري كه من كرده‌ام مگر به كجا مي‌رود؟ با خودم كه به گور نمي‌برم، يك سرمايه فرهنگي است براي كشور و مي‌ماند در همين كشور. خيلي حرف دارم اما...



امتیاز :
 
بازديد : ۲۹۸ مرتبه


PDF
آرشيو روزنامه
نظرسنجي
بهبود سایت
نظر شما برای افزایش یا بهبود امکانات سایت چیست؟
تقويم
۲۰
پنج شنبه
بهمن ماه ۱۳۹۰
۹ فوریه ۲۰۱۲
خبرنامه

افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی