۱۳۸۹/۶/۷

عليرضا سپاهي لايين _ از منظر يك علاقه‌مند ادبيات يا طرفدار جريان‌هاي مدرن شعري آيا تاكنون از خود پرسيده‌ايد كه شعر يا غزل پست‌مدرن چيست؟ به‌راستي مدرنيسم يا پست‌مدرنيسم در شعر امروز چه چيزي را اعاده و دنبال مي‌كند؟ آنچه پرسيده‌ام و مي‌خواهم در باب آن چند خطي بنويسم حرف تازه‌اي نيست. در خصوص پست‌مدرنيسم يا پسامدرنيته در ادبيات، مقالات بسياري نوشته شده است. به‌ويژه داعيه‌داران و مدافعان اين نوع ادبي-اگر بشود آن را نوع ادبي ناميد- در معرفي پست‌مدرنيسم و ظرفيت‌هاي ويژه‌اش و ضرورت‌هايي كه براي جذب و جلب اهالي ادبيات با خود دارد، فراوان گفته و نوشته‌اند. در عين حال آنچه جاي نوشته‌هاي بيشتر را در اين باب همچنان خالي مي‌گذارد، شيفتگي مفرطي است –كه مثل اغلب زمينه‌هاي ديگر در اين سرزمين- دامن مدافعان و منتقدان پست‌مدرنيسم را گرفته و كار نگارش در مورد آن را با افراط و تفريط توام كرده است. اين نوشته خواهد كوشيد كه در حد فهم و فرصت نگارنده بررسي موضوع را فارغ از حب و بغض‌هاي نالازم و مخل دنبال كند. بر اين اساس اجازه دهيد اين مقال را با طرح اين پرسش آغاز كنيم كه: مدرنيسم يا پست‌مدرنيسم چه توضيحي درباره خود دارد؟



مي‌توان بدون تعارف گفت كه متاسفانه اين مقوله نيز مثل بسياري مقولات فكري و فرهنگي ديگر در كشورمان، دچار بدفهمي است. اين در حالي است كه تقريبا كمتر كسي واژه‌هاي مدرنيسم و پست‌مدرنيسم را نشنيده باشد و بر ساحت معنايي آن واقف نباشد. چنانكه همگان مي‌دانند مراد از مدرن و مدرنيسم، نو و نوگرايي است. پست‌مدرنيسم نيز مطابق تعاريف موجود و سوابق مفهومي آن در حوزه ادبيات، يك گام پس از نوگرايي را اراده مي‌كند. اما همه اين واژه‌ها و تعاريف آن گاه دقيق و درست خواهد بود كه هر يك سرجاي خود و به معناي كامل خود به‌كار رود.
ترديدي نيست كه مدرنيسم (نوگرايي) در شعر پارسي دست كم‌سابقه‌اي 90ساله دارد. بر اين اساس چنانچه ما تاريخ انتشار افسانه نيما(1300خورشيدي) را سرآغاز سرايش شعر نو تلقي كنيم آن‌گاه بايد رويكردهاي مدرن يا پست‌مدرن شعر فارسي را در تلاش‌هاي مستمر سوررئاليست‌ها و اسپاسمانتاليست‌هايي ببينيم كه هر يك به سهم و در جاي خود كوشيدند تا رهيافت‌هاي تازه‌اي براي شعر و ادب پارسي پيشنهاد دهند. در طول نيم قرن اخير، از كساني چون يدا... رويايي تا هوشنگ ايراني بگيريد تا احمدرضا احمدي و رضا براهني و... هر يك بنا به دريافت خود و متاسي از مطالعات تخصصي و سواد شخصي كوشيده‌اند تا راه‌هاي تازه‌اي را به ادبيات امروز ايران پيشنهاد بدهند. بازبيني اين پيشنهادها، نيازمند تلاش چنداني نمي‌نمايد؛ چراكه همه آن‌ها به قدر كافي سابقه و سليقه از آثار مكتوب پشت سر نهاده‌اند تا به قضاوت‌كننده امروزي امكان داوري و اظهارنظر كامل بدهند. در عين حال از چشم ناظر بيروني برآيند همه اين تلاش‌ها، يافتن راه‌هاي بياني و ظرفيت‌هاي زباني تازه‌اي بوده است براي تنوع بخشي به امكانات ادبي به‌ويژه در حوزه شعر معاصر فارسي. بديهي است كه در كنار اين، باز تعريف صنايع ادبي يا ايجاد تحول در نگاه شاعرانه و تغيير در نوع مضمون‌پردازي نيز جزو دغدغه‌هاي تمام اين تحول‌طلبان و نوگرايان ادبيات معاصر فارسي بوده است. با چنين ملاحظه‌اي اكنون دوباره بايد پرسيد كه به‌راستي غزل پست‌مدرن در جستجوي چيست؟
پيش از آنكه با استناد به آثار معتقدان يا مدعيان پست‌مدرنيسم به اين سئوال، پاسخي بدهيم، بد نيست بخش قابل نقل يكي از شعرهاي سيدمهدي موسوي را به عنوان يكي از نخستين پرچم‌داران اين نوع نوين ادبي با هم مرور كنيم تا شايد ما را در رسيدن به دريافتي شفاف در اين‌باره ياري رساند:
از چشم‌هام، آدم دلتنگ می بَرَند
با جرثقیل، از دل من سنگ می‌برند
فحشی‌ست در دلم که شدیداً مؤدّب است
در من تناقضی‌ست که هر روزش از شب است
خوابیده‌اند در بغلم بی‌علاقه‌ها
پرواز می‌کنند مرا قورباغه‌ها
از یاد می‌برند مرا دیگری کنند
از دستمال ِگریه‌ی من روسری کنند
در کلّ شهر، خاله زنک‌ها نشسته‌اند
درباره‌ی زنی که منم داوری کنند
با آن سبیل! و خنجر ِ در آستینشان
در حقّ ما برادری و خواهری کنند!!
چشم تو را که اسم شبش آفتاب بود
با ابرهای غمزده خاکستری کنند
ما قورباغه‌ایم و رها در ته ِ لجن
بگذار تا خران چمن! نوکری کنند
از سختمان گذشته اگر سخت پوستیم!
بیچاره دشمنان شما! ما که دوستیم!!
از دعوی ِ برادری ِ باسبیل‌ها!
تا واردات خارجی ِ دسته بیل‌ها!!
از تخت‌های یک نفره تا فشار قبر
خوابیدن از همیشگی ِمستطیل‌ها
در جنگ بین باطل و باطل که باختم
دارد دفاع می‌شود از چی وکیل‌ها؟!
دیروز مثل سنگ شدم تا که نشکنم
امروز می برند مرا جرثقیل‌ها
چیزی که نیست را به خدایی که نیستیم
اثبات می‌کنند تمام ِ دلیل‌ها
در حسرت ِگذشته‌ی بر باد رفته‌ای
آینده‌ی کپی شده‌ای از فسیل‌ها!....
(سيدمهدي موسوي/ وبلاگ غزل پست‌مدرن)
چنانچه بخواهيم همين ابيات را مبناي قضاوت و دسته‌بندي و تئوريزه كردن روش قرار دهيم مي‌توان به عنوان مثال پست‌مدرنيسم را واجد خصوصيات سبك‌شناختي زير دانست:
*اين نوع شعر به روش‌هاي كلاسيك بيان پايبند است و در قالب‌ها غالبا از آن پيروي مي‌كند.
*به عكس قالب، اين گونه ادبي تقريبا در بيان و به‌ويژه در نحو كلام دست مي‌برد و با جابه‌جايي برخي اركان جمله‌نويسي فارسي سعي در هنجارزدايي دستوري و خلق هنجارهاي جديد نحوي دارد.
*يكي از مهم‌ترين وجوه همت اين نوع، وارد كردن كلماتي است در شعركه تاكنون اغلب به عنوان واژگان غيرشعري، از دايره سرودن خارج بوده‌اند و بروز آن‌ها در هر شعري، از آن تصويري ناخوشايند به ذهن متبادر مي‌كرده است.
* و در نهايت يكي از مهم‌ترين اهداف هنجارستيزانه اين گونه ادبي، آشنايي‌زدايي از باورها و هنجارهاي اجتماعي و هدف قرار دادن اخلاقيات جامعه است.
بديهي است كه هريك از اين محورها، خود نيازمند توضيح و استناد به سروده‌هاي ديگر است كه در بخش بعدي اين نوشتار به آن‌ها خواهيم پرداخت.
ادامه دارد...



امتیاز :
 
بازديد : ۱۷۸ مرتبه


PDF
آرشيو روزنامه
نظرسنجي
بهبود سایت
نظر شما برای افزایش یا بهبود امکانات سایت چیست؟
تقويم
۲۰
پنج شنبه
بهمن ماه ۱۳۹۰
۹ فوریه ۲۰۱۲
خبرنامه

افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی افتتاح همزمان 2 ایستگاه آتش نشانی