حضرت آیتا... خامنهای، رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار رئیس و مسئولان سازمان انرژی اتمی و جمعی از دانشمندان هستهای کشور، بزرگترین دستاورد موفقیتها و پیشرفتهای دانشمندان جوان در عرصه ...
با آغاز تبليغات رسمي از ساعت 24 شب گذشته، انتخابات نهمين دوره مجلس شوراي اسلامي، وارد فاز جديدي شد.كانديداها تا ساعت 8 صبح پنج شنبه آينده فرصت دارند در اين رقابت به معرفي خود بپردازند.در اين ميان در ...
يكصد و هشتاد و پنجمين جلسه كميسيون حمل و نقل و ترافيك شوراي اسلامي شهر مشهد تشكيلشد. به گزارش شهرآرا، شهردار مشهد در اين جلسه درباره راهاندازي ايستگاههاي دوچرخه در مشهد گفت: بايد با ...
سي و سه سال پس از پيروزي انقلاب اسلامي، به رغم پيشرفتها و موفقيتهاي مادي و معنوي جمهوري اسلامیايران، بسياري از سياسيون، گروهها، جريانها و شبه احزاب سياسي گرفتار يك سقوط آزاد شدهاند؛ سقوط از قله «سياست اخلاقي» به گرداب «اخلاق سياسي»! بي ترديد «اخلاق سياسي» حاصل سياستورزي غربي و در حقيقت نوعي بازيگري سكولار در عرصه سياست است كه براساس آن هيچ آموزه ديني و اخلاقي براي سياسيون بازدارندگي ندارد. «اخلاق سياسي» متضمن آموزههاي خاصي است: 1- در انگاره «اخلاق سياسي» هدف كسب قدرت و دستيابي به آن از هر مسيري است. بنابراین در اين گرداب، بر اساس نگرشهاي ماكياولي، هدف وسيله را توجيه ميكند و سياست ورزان براي تحقق اهداف خود از هيچ ابزاري رويگردان نيستند. 2- تخريب، تهمت و افترا اولين ابزار سياسيون است كه با آموزه اخلاق سياسي برآنند تا رقيب را از صحنه برانند. آنها با «نفي رقيب» به اثبات خود میپردازند و از ويراني شخصيت رقباي خود لذت میبرند و اكنون فضاي مجازي بهترين ابزار آنهاست که با ايجاد يك وب سايت يا وبلاگ بدون شناسنامه آب را گلآلود كرده و سپس ماهي «سياسي» خود را «صيد» كنند. 3- معتقدان به «اخلاق سياسي» شخصيت دوگانه دارند. آنها از اصول، معيارها، ارزشها و آرمانها سخن میگويند. «شايسته سالاري» را لغلغه زبان خود ساختهاند اما هر گاه قدرت را فراچنگ میآورند ابتدا ارزشها را به قربانگاه میفرستند و سپس شايستهها را قلع و قمع میكنند و اقوام، بستگان، دوستان و هم بانديهاي خود را «شايسته» ترين معرفي می کنندو آنها را برمیكشند. 4- در آموزههاي «اخلاق سياسي» سياست ورزان بر اين باورند كه «هر كس با ما نيست لزوماً بر ماست» لذا دايره ياران اين سياسيون محدود به آنهايي است كه به جز «بله قربان گويي» هنر ديگري ندارند. 5- دست اندازي به «بيتالمال» و «ثروت اندوزي» از طريق «قانونگريزي» يا «دور زدن قانون» از مشخصههاي ديگر كساني است كه به «اخلاق سياسي» اعتقاد دارند؛ چرا كه رقابت سياسي فعاليتي پرهزينه است و براي پيروزي در اين رقابت، هر ابزاري مباح است. 6- سياست ورزاني كه «سياست» اخلاق آنها را رقم میزند، هيچ انتقادي را بر نمیتابند. آنها منتقدان خود را - هرچند دلسوز- تحمل نمیكنند و آنها را با هر ترفندي از صحنه خارج میكنند. اصولاً نگرش «سياه» يا «سفيد» از ويژگيهاي اين گونه افراد يا جريانهاست. آنها هر گز به مسائل «خاكستري» نگاه نمیكنند. اما قرار انقلاب با فعالان سياسي بر مدار ديگري میچرخيد. امام راحل و عظيم الشان با تاكيد بر اينكه «سياست ما عين ديانت ماست» پایه سياستی معنوي و اخلاقي را بنا نهادند و شالوده «سياست اخلاقي» را پيريزي كردند. در اين آموزه البته اخلاق و آموزههاي ديني معيار فعاليت سياسي است و سياسيون نمیتوانند و نبايد خارج از مدار اخلاق فعاليت كنند. «سياست اخلاقي» نقطه مقابل «اخلاق سياسي» است؛ هدف وسيله را توجيه نمیكند. تهمت، تخريب و افترا همچنان كه در ارتباطات اجتماعي گناه محسوب میشود، در سياستورزي نيز گناه بهشمار میآيد و شايد مستحق عقوبتي شديدتر هم باشد. نگرشها، سياه و سفيد نيست و سياستورزان اخلاقگرا بر اساس آموزههاي ديني «انتقاد» را رحمت تلقي میكنند و برادر ديني خود را كسي میدانند كه عيوب آنها را به آنها «اهدا» میكند. از دست اندازي به بيتالمال به جد پرهيز میكنند و حتي در استفادههاي معمول از امكانات عمومیو دولتي نيز احتياط را رعايت میكنند. سادهزيستي و پرهيز از تجملگرايي شعار ظاهري آنها نيست، بلکه در عمل بدان پايبندند و میتوان آن را از زندگي آنها به روشني فهميد. با همه وجود به شايستهسالاري اعتقاد دارند و بهكارگيري انسانهاي ناتوان اما وابسته به خويش را توجيه نمیكنند. بهواقع اگر بخواهيم وجه تمايز انقلاب اسلامیو ساير انقلابها و نيز خط افتراق جمهوري اسلامیاز ساير نظامهاي سياسي را ترسيم كنيم بايد در همين نقطه متوقف شويم؛ يعني مرز بين «سياست اخلاقي» و «اخلاق سياسي»! در اين ميان اما بايد ريشه بسياري از مشكلات امروز جامعه را در سقوط برخي سياسيون و جريانهاي سياسي به گرداب «اخلاق سياسي» جستجو كرد. طوفاني كه امروز، حتي بين جريانهاي سياسي همفكر هم برپاست و هر يك ديگري را متهم میكند. قلمها و زبانهايي كه هيچ پايبندي به آموزه «جذب حداكثري و دفع حداقلي» رهبر فرزانه انقلاب ندارند و متأسفانه رفتار خود را توجيه میكنند. سياسيون و مديراني كه همه منتقدان خود را به حاشيه میرانند و تنها به معدود افراد اطراف خود بسنده میكنند، در واقع دانسته يا ندانسته به دامان «سكولاريسم» غلتيدهاند حتي اگر مدعي دين باشند؛ چرا كه پيامبراكرم(ص) آشكارا فرياد زد كه «من براي اتمام مكارم اخلاق مبعوث شدم» و پرواضح است كه اگر كساني داعيهدار پيروي از دين در سياستورزي هستند بايد پايبندي خود را در عمل به اصول اخلاقي و آموزههاي ديني بروز دهند و از هر نوع بداخلاقي سياسي پرهيز كنند. سید جلال فیاضی