«با پیگیریهای انجام شده و به دستور رئیس جمهور اعتبارات زيارت در بودجه سال آینده به 200میلیارد تومان افزایش خواهد یافت.» اين وعدهاي بود كه شانزدهم آذرماه امسال عباس نياوند، معاون برنامهريزي استاندار ...
بلاتكليفي حريم مشهد، مشكل دوسالهاي است كه بر سر راه بسياري از برنامهريزيهاي كلان شهري مانع ايجاد كرده است. در اين ميان تصويب و اجراييشدن طرح جامع و تفصيلي مشهد هم كه چشمانداز توسعه شهري مشهد با ...
بیستمین دوره مسابقات بین المللی دو و میدانی داخل سالن جام فجر در مشهد آغاز به کار کرد. این مسابقات با حضور 6 کشور خارجی شامل افغانستان، سوریه، لبنان، عراق، ارمنستان، ترکمنستان و چهار تیم برتر باشگاهی ...
دوشنبهشب، دهم بهمن 1390 هنگامي كه شور وصفناپذير نمايندگان جوانان مسلمان 72 كشور جهان در ديدار با رهبر فرزانه انقلاب اسلامي بر صفحه تلويزيونها نشست، ...
نامزدهاي مجلس نهم به تدريج خود را براي حضور تبليغاتي در رقابت انتخاباتي مهيا ميكنند. نشستها و جلسات انتخاباتي با شتاب بيشتري شكل ميگيرد و جبههها و جريانها رايزنيهاي خود....
نشست تخصصي تصويرگري مذهبي با حضور داوران نخستين دوسالانه تصويرگري نيايش در حاشيه اين دو سالانه در نگارخانه رضوان برگزار شد.در اين نشست كه به عنوان يكي از برنامههاي جنبي دوسالانه تصويرگري نيايش برگزار شد، عليهاشميشهركي، ابولفضل همتيآهويي، كيانوش غريبپور و عليرضا گلدوزيان در حضور جمعي از علاقهمندان تصويرگري به بررسي مسائل پيرامون تصويرگري مذهبي و ديني پرداختند. ابوالفضل همتيآهويي در ابتدا گفت: حدود 10سال پيش در پي تحقيقي در سابقه كتابهاي تصويرگري پيرامون شخصيت امام علي(ع) متوجه شدم اوضاع خيلي اميد كننده است و از بررسي حدود 40كتاب هيچ چيز نيافتم.
وي افزود: اين شكل نامناسب برخورد با تصويرهاي مذهبي و ديني ابتدا به شعور ناشر برميگردد و ديگر اينكه سنگيني و مسئوليت موضوع به حدي است كه نحوه برخورد تصويرگران براي خودشان معماست. در اين زمينه تا 10سال گذشته هيچ چيز نداشتيم، اما الان زبان بيان تصويرگري براي كودكان و نوجوانان باز شده است و تصويرگران راه خودشان را پيدا كردهاند. اين پيشكوست تصويرگري كشور با اشاره به فقر تصويرگري قرآن تصريح كرد: در دنياي مسيحيت، بسياري از داستانهاي ديني با شكلي پرزرق و برق تصوير شدهاند، اما متاسفانه ما در مورد داستانهاي قرآن بسيار فقير هستيم و براي آموزش كودكان در اين زمينه چيزي ارائه ندادهايم. وي ادامه داد: كاركردن در داستانهاي مذهبي اول به عقيده و حس و حال تصويرگر نياز دارد. البته دغدغه توليد تصوير براي يك سري داستانهاي مذهبي مدتهاست وجود دارد و در كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان كارهايي توليد شده است. همتي آهويي اولين دوسالانه تصويرگري نيايش را زاده زبان بومي و برآمده از فرهنگ و پيشينه تصويرگري ايران عنوان كرد و گفت: اين دو سالانه نشان داد كه زبان تصويرگري متون مذهبي تا چه حد جا افتاده است و چقدر رشد داشتهايم. مشهد بايد به قطبي براي تصويرسازي تبديل شود، چرا كه نيازش به شدت احساس ميشود و مشهد نيز قابليت چنين موضوعي را دارد. كيانوش غريبپور نيز در ادامه گفت: اگر به گذشته نگاه كنيم؛ بسياري از كارهايي كه در زمينه هنر انجام شده است در زمره هنر ديني به حساب ميآمدند به اين دليل كه اتمسفر و فضاي جامعه ما ديني بوده و براي همين هر رفتاري تبديل به يك رفتار و اثر ديني ميشده است، اما در جهان معاصر پرداختن به هنر ديني تبديل به مراقبهاي شخصي ميشود و بايد با تمرين شخصي به آن رسيد. وي افزود: براي رسيدن به هنر ديني و مذهبي حتما لازم نيست از المانها و موتيفهاي مذهبي استفاده كنيم، لازم نيست حتما به سمت شمايلكشي برويم يا قديسي را با روپوشي نمايش بدهيم. نهادينه شدن باور مذهبي در خود تصويرگر كمك ميكند تا هر فرمي-ولو مدرن-از كار او بتواند كار تاثيرگذار ديني باشد. اين هنرمند تصويرگري موفقيت تصويرگري را نسبي دانست و تصريح كرد: آلوده شدن تصويرگري مذهبي و ديني به صراحت بيش از حد، نگاه نصيحتگونه، مقدس ما بي باعث شده تا موفقيت تصويرگري كامل نباشد. گاهي اوقات به دليل اقبال دولتي كارهاي مذهبي، ناشران به نويسندهها، گرافيستها و تصويرگران سفارش كار مذهبي را ميدهند و كتابي بيرون ميآيد كه شايد نيمي از آن با ارادت كار شده و نيمي ديگرش شكلي مصنوعي از ديانت دارد. وي ادامه داد: تصويرگر ديني بايد با ارادت كار كند، اين ارادت هم در فرم نيست، بلكه در شناخت از خدا و اوليا دين در همان لحظه از كار است، اگر اين اتفاق بيفتد ممكن است ما تصويري را ببينم كه هيچ نشانهاي از هنر ديني ندارد ولي تاثيرش، تاثير ديني و مذهبي است. رسيدن به اين شكل، در مراقبه و شهود شخصي تصويرگر اتفاق ميافتد. غريبپور افزود: هنرمند هميشه براي بيان حرفش به دنبال كد بوده است و وقتي كه اين كدها به طور زنده در جامعه وجود نداشته باشند، ناچار است آنها را يا تجسم كند يا در بيرون جامعه دنبال نشانههايي بگردد، از طرفي متنهاي ضعيف براي كارهاي مذهبي كار ميشوند. با اين حساب بنيان ضعيف متن، تصويرگري خوبي را نتيجه نميدهد. وجود مميزيها با سليقههاي متفاوت و بياطلاع يكي ديگر از مشكلات تصويرگري است . غريبپور همچنين اولين دوسالانه تصويرگري نيايش را كانون خوبي براي هنرمندان دانست تا يادبگيرند چگونه با هنر مذهبي، نيايش كنند. عليرضا گلدوزيان نيز به عنوان يكي ديگر از دوران اولين دوسالانه تصويرگري نيايش، كار تصويرگري مذهبي را سفارشي ندانست و گفت: پرداختن به تصويرگري مذهبي، داوطلب دارد و به ارادت خود تصويرگر برميگردد. اگر با ارادت جلو برويم هم تكنيك كاري جواب خودش را ميدهد و هم فرم و هم اينكه در كل به صورت خلاقانه با كار تصويرگري برخورد ميشود. وي تصريح كرد: اگر بشود در حوزه مذهبي هم داستانها، هم موضوعات را براي اينكه بتوانيم ايدههاي بيشتري به تصويرگران بدهيم، تقويت كنيم، موفقتر خواهيم بود. در حوزه كودك كه سنين مختلفي را شامل ميشود شاهد هستيم كه مبحث داستانهاي مذهبي و ادبياتشان معمولا تكرارياند، كه اين برخوردها به عدم مطالعه تصويرگران، به عدم شناختشان از موضوعات خاص و به سابقه برخوردشان با موضوعات خاص برميگردد. گلدوزيان، عدم پژوهش در كارها را مشكل اصلي هنر تصويرگري عنوان كرد و گفت: سواي اينها، آنقدر سختگيريهاي عجيب در حوزه تصويرگري مذهبي شده كه بسياري از تصويرگران حرفهاي از اين حيطه فرار كردهاند. وي با اشاره به اينكه تصويرسازي در اين سالها ميتواند مستقل از متن كاركرد داشته باشد، افزود:بايد براي داستانها و ادبيات، فكري جدي كرد تا داستانها به صورتي باشند كه تصويرگر را سرشوق بياورند، الان داستانها به شدت از تصويرگري عقب هستند و تصويرگري، متن را دنبال خودش ميكشد و البته من ترجيح ميدهم كه تصوير و متن در سطح هم باشند. عليهاشميشهركي نيز در همين راستا به مسئلهاي اشاره كرد كه كمتر مورد توجه قرار گرفته است، وي گفت: خود تصويرسازي مذهبي به دو شاخه تقسيم ميشود تصويرسازي مذهبياي كه به داستانهاي مذهبي تاريخي تنه ميزند و سنديت دارد و طبيعتا بايد مستندتر تصويرسازي بشود و تصويرسازي مذهبياي كه بار معنوي داستان كار شده از سنديت آن مهمتر است كه در اين نوع شكل تصويرسازي، نشانه شناسي و فضاسازيمان با نوع قبلي فرق دارد. رئيس انجمن تصويرگران كشور با اشاره به ضعف پژوهشي و تحقيقي در حيطه تصويرگري، افزود: ما حتي سرشاخهها و ملزومات بخشي كه در آن كار ميكنيم را نميشناسيم. اگر قرار شد تصويرسازي داستاني بكنيم، داستانها به چند دسته تقسيم ميشوند؟ يا اگر قرار شد تصويرسازي مذهبي كار كنيم تصويرسازي مذهبي چه شاخههايي دارد؟ وي ادامه داد: وقتي از تصويرسازي مذهبي صحبت ميشود يك سري نمادهاي آشنا به ذهن ميآيند، تمام اين نمادها تبديل شدهاند به نمادهايي بصري براي تصويرسازي، اما گاهي ميفهميم كه اين نمادها سنديت تاريخي ندارند.پژوهش به تصويرگر كمك ميكند تا علاوه بر ديد و بار معنوي داستان به بعد تاريخي آن هم بپردازد. پرداختن به دو جنبه سنديت تاريخي و بعد معنوي داستان، كار تصويرگر را بسيار باارزش ميكند. اين هنرمند تصويرگري با اشاره به فاصله تصويرگري و متن در كتابهاي موجود گفت: يكي از دلايلي كه تصويرگري رشد بيشتري داشته است فرهنگ ديداري مردم ماست، به خاطر اينكه ما كتاب نميخوانيم و عادت كردهايم فقط ببينيم. وظيفه ما البته پيشبرد ادبيات داستاني نيست و اين به عهده كسي ديگري است. هاشميشهركي در انتهاي اين نشست گفت: متاسفانه وضعيت داستانها در بخش مذهبي بسيار ضعيفتر و بدتر است اين مشكل بيشتر به اين خاطر است كه دولت و ارگانهاي مسئول برايشان فقط پرداختن به مذهب مهم است در نتيجه ناشران و بخشهاي مسئول تنها به اين فكرند كه آمارهايشان را در اين زمينه بالا ببرند و اصلا به تاثير آن توجه نميكنند. در اين صورت طبيعي است كه متنهايمان ضعيف باشند. حسين بيات
نازنين طباطبايي يزدي- عكس « مهردادصداقت»، بيآنكه بخواهد ما را با طبيعت بكر پيرامونمان آشنا كند، مخاطب را به ديدن يك لنداسكيپ دعوت ميكند كه پتانسيل محتوايي آن براي مخاطب بسي جذاب است.«دريا» به عنوان جزيي جداييناپذير از محيط زندگي انسان، همواره موضوع جالبي براي عكاسان از گذشتههاي دور بوده است، اما بهطور حتم آنچه كه از طبيعت در قابهاي عكاسان امروزي جاي داده ميشود، زمينهاي است كه در آن مخاطب به مباحث ديگري جز زيباييشناسي طبيعت دعوت ميشود؛ از جمله مهمترين اين مباحث، بررسي انسان در طبيعت به عنوان جزيي جداييناپذير از آن است. بررسي انسان در طبيعت و محيط زندگي خود اين روزها يكي از دغدغههاي عكاسان به شمار ميرود و بيان اين مطلب كه آنها چه نقشي را ايفا ميكنند و چه ارتباطي با اطراف خود دارند. در ادامهي اين بررسي بهطور كل يا با حضور انسان و پيروزياش بر طبيعت در عكسها رو به رو ميشويم، يا انسان به عنوان عنصري كوچك در پهنه هستي نشان داده ميشود و در اكثر موارد سعي بر بيان تنهايي انسان نيز وجود دارد. بهواقع طبيعت، زمينهاي ميسازد براي بيان انديشههاي انسان معاصر در قالبي محسوس و آشنا؛ زمينهاي كه در آن ميتوان به آنچه كه بر انسان امروزي ميگذرد، اشاره كرد. در عكس پيش رويمان نيز همين ديدگاه بهچشم ميخورد و عكاس از پتانسيل فضا در جهت پيشبرد مقصود خود استفاده ميكند. مهرداد صداقت، مخاطب را به بخشهاي مختلفي دعوت ميكند؛ فرعيترين بخش نشان دادن گوشهاي از طبيعت يعني دريا به مخاطب است، يعني بهطور حتم عكاس تنها براي نشان دادن اين منظره دست به چكاندن شاتر نزده است. عكس او از نوع عكسهاي معاصر است كه در آن رسالتي جز حمل زيبايي وجود دارد و آن نشان دادن حقايق دنياي ماست. اما چيزي كه عكس مهرداد صداقت را تمايز ميبخشد، دست پيدا كردن به يك فرم بصري بسيار قوي در طبيعت ميباشد؛ فرم سنگي كه از گوشه سمت راست عكس شروع ميشود و تا نيمه سمت راست عكس ادامه مييابد. قويترين عنصر بصري در اين كادر است كه به عكس فضايي شخصي ميبخشد و باعث ميشود كه آنرا يك لانگشات معمولي از دريا تلقي نكنيم و تدبير عكاس را ببينيم؛ حركتي قوي را در كادر عكس وارد ميكند كه فضاي تخت و دوبعدي عكس را در هم ميشكند و وجهي سه بعدي به آن ميبخشد. عاملي است كه به كمك آن چشم به حركت در ميآيد و در نقطهاي مهم از عكس يعني انسان درون قاب، متمركز ميكند و بعد از آن محل قرارگيري انسان درون كادر، چشم ما را به دريا و سپس آسمان متصل ميكند و به اين ترتيب تمام پلانهاي عكس به يكديگر متصل ميشوند و هر كدام از عهده ايفاي نقش خود برآيند. وجه استنادي عكس، بخش ديگري است كه مخاطب به ديدن آن دعوت ميشود، بنابراين مهرداد صداقت ما را همزمان با طبيعت و انسان، فرمگرايي در عكس و دست پيدا كردن به عكسي نسبتا مستند دعوت ميكند. حضور همزمان اين وجوه در كنار يكديگر باعث ميشود كه اين عكس مدت طولانيتر در اذهان بماند و تاثيرگذاري بيشتري داشته باشد. اما بهراستي عكاس در پي نشان دادن چه چيزي به ماست؟ او با بيان اين فرم بصري و پلاني از دريا و آسمان و نشان دادن انساني در عمق تصوير به صورت كوچك و سياه چه چيز را ميخواهد به ما بگويد؟ در پاسخ به اين سئوالات عكس مهرداد صداقت را بايد عكسي معاصر دانست كه در آن باز هم نشان دادن تنهايي انسان در دنياي امروز مورد بررسي قرار گرفته است. خلوت عكس، حضور رنگها با خنثيترين شكل و بهگونهاي مرده همه در خدمت محتواي عكس است و فرمي كه ما را به انسان درون عكس ميرساند در واقع نشاندهنده دنياي اوست كه دربيكرانگي دريا و موجهايش رها شده و گويي او مغلوب پيرامون خويش است. حضور سنگفرشهاي مربعي شكل در كنار فرم سنگي به ايجاد پرسپكتيو در عكس ميافزايد و سبب ميشود چشم بيشتر در جهت ديدن انسان درون كادر پيش رود. قرارگيري ابرها به سادهترين و خنثيترين شكل در آسمان نيز عاملي است كه از ايجاد شكوه بصري در عكس ميكاهد و در عوض حضور موجها در پهنه دريا به تشويش و رخوت عكس ميافزايد. پوشش مرد نيز كه به رنگ تيره است، سبب ميشود بيشتر او را تنها و خالي از هرگونه اميد تصور كنيم. نوع كادربندي عكاس نيز بهگونه است كه مرد بهصورت عنصري حل شده در طبيعت به ما نشان داده شود و انگار هيچ زمينهاي وجود ندارد تا مرد بتواند در آن اختيار برگزيند. بنابر اين عكس مقابل به ما ذهنيتي نو ميبخشد؛ از فضايي آشنا براي ما فضايي ميآفريند كه در آن ميتوان تامل كرد و حتي گاهي از ياد برد كه اينجا كجاست! يعني عكاس دست به نوعي آشنازدايي ميزند و در ادامه آنرا با تدبير خود، صورتي شخصي ميبخشد. تركيببندي خوب عكاس، عامل فراموش ناشدني اين عكس است كه حتي بخشي از بار محتوايي عكس را پوشش ميدهد. بهواقع بخشي از آنچه كه عكس به ما منتقل ميكند حاصل تركيببندي عكس است و اگر چنانچه عكاس نوعي كمپوزسيوني ديگري را براي عكس لحاظ ميكرد، چه بسا بخشي از آنچه در بالا ياد كرديم، صورت حقيقي خود را از دست ميداد. بهطور كل عكس مهرداد صداقت ما را به فرياد بيصداي انسانهاي امروزي دعوت ميكند كه هر كدامشان گوشهاي از اين جهان پراكنده شدهاند. عكس او آميخته با درد و رنجهاي بشري است كه هر انسان امروز از آن فارغ نيست.
زهره الوندي- زنان روزگاران كهن، رنگ در رنگ، تار و پود در هم تنيدند، پارچهها را طرح زدند و جامه دوختند. آنها نسل در نسل رنگها را به تارهاي ابريشم زدند و يراقهاي زرين بافتند، اما عصر ماشين كه آمد بازار اين پارچههاي رنگين، بيرنگ و رونق شد. در تمام كشور اكنون شمار اندكي از زنان سپيد مو ماندهاند كه گاه لباسهاي محلي قديمي برتن دارند؛ لباسهايي كه ديگر از رونق افتاده، رنگهاي شاد آنها به خزان بيهنگام نشسته و در كنج پستوها افتاده است. لباسهاي محلي كه خاطره كمرنگ آنها فقط در روستاها باقيمانده، امروزه در انبار پشت بامها و در بقچهها جاي گرفته، نشانه و سمبل قوميت مردمان است و لباس سنتي به شمار مي آيد، اما ديگر گويا قابل استفاده نيست و كاربردي ندارد. گويا همه فراموش كردهايم كه نخستين نشانههاي پارچه و پوشاك مربوط به اجداد ما و به 7هزار سال قبل برميگردد. يک پژوهشگر دوختهاي سنتي ايران در خصوص مهجوريت البسه سنتي در كشور اظهار ميدارد: لباسهاي محلي درحال ازبين رفتن و منسوخ شدن هستند. شهين پزشكي تصريح ميكند: متاسفانه اين هنر روز به روز كم رنگتر شده و لباسهاي محلي كه در واقع جزئي از پيشينه تاريخي ماست و ريشه در فرهنگ كشورمان دارد، در حال از بين رفتن است. وي كه در بيش از 10 كشور جهان با نمايش لباسهاي سنتي ايراني، هنر دستان مادران ايرانزمين را به رخ ديگر كشورها كشيده است، ميگويد: فرهنگسازي هنر ايرانيان در بين ديگر كشورها يعني نشان دادن چيزهايي كه داشتهايم و تركيب آنها با چيزي كه ميتوانيم داشته باشيم. وي به ذوقهای دستی بانوان اقوام ايراني اشاره كرده و ميگويد: این تزئینات شامل رودوزی ، سوزن دوزی، پولکدوزی و سایر شیوههای تزئینی است که درهر قوم با نقوش خاص آن منطقه متداول میباشد. وي سوزندوزي را يكي از انواع هنرهاي رودوزي بانوان ايرانزمين ميداند و ميگويد: سوزندوزي، هنر آراستن سطح روئين پارچههاي ساده با بهرهگيري از نخهاي الوان و با كمك سوزن و قلاب و در يك مورد كمك از سوزن و قلاب است و دست اندركاران آن به مدد بخيههاي ظريفي كه بر منسوجات ساده مينشانند، معمولا تلفيق زيبايي از صبر ، شكيبايي و هنر را به نمايش ميگذارند. وي ادامه ميدهد:سوزندوزيهاي ايراني كه به اشكال مختلف انجام ميشود يكي از گستردهترين شاخههاي 109 رشته هنرهاي سنتي است و به جرئت ميتوان گفت تنوع و تعددي كه در اين رشته مشاهده ميشود در هيچيك از ديگر رشتههاي صنايع دستي وجود ندارد . پزشكي، هدف از برگزاري اين نمايشگاه را آشنا كردن مردم با هنر سوزن دوزي و پوشاك محلي ايران دانست و گفت: با برگزاري چنين نمايشگاههايي ميتوان فرهنگسازي كرد و با زينت دادن پوشاك امروزي به وسيله هنر پشينيان، فرهنگ جديدي را ارائه داد. اين پژوهشگر دوختهاي سنتي ايران بيان ميكند: هيچ يك از جوامع صنعتي و پيشرفته، هنر سنتي و فرهنگ كهن خود را به دست فراموشي نسپردهاند، بلكه آنها را دستمايهاي براي تعالي بخشيدن به جامعه خود كردهاند. در ايران نيز بايد چنين كاري انجام داد و به جاي آنكه پوشاك ما از كشورهاي خارجي وارد شود، همان توليدات را در ايران با استفاده از فرهنگ اصيل ايراني و هنرهايي كه در گذشته وجود داشته ايجاد كرد. پزشكي خاطر نشان ميكند: تمامي زنان ايراني، هنر، انگيزه و توانايي اجراي چنين برنامههايي را دارند، اما بايد متوليان امور كه برنامهريز جامعه هستند، از اين زنان، حمايت و پشتيباني كرده و براي اين امر سرمايهگذاري كنند.
*برنامه اجراي نمايشهاي جشنواره تئاتر كودك و نوجوان مشهد اولين جشنواره تئاتر كودك و نوجوان مشهد از صبح هجدهم با نمايش «فرمانروای فردا» آغاز به كار ميكند. در اين روز نمايشهاي ديگري چون «توپولو و ظرف عسل»، «قوقولی قوقو» و «زامبالا» در مجتمع فرهنگی- هنری امام خمینی (ره) به روي صحنه ميروند. و در تالار شهر آينده نمايشهاي«جادوی کتاب قصه»، « درياچه قو» و« صداي من كجاست؟» و «نازگل و سي گل» اجرا ميشوند. در روز دوم جشنواره، نوزدهم اسفندماه «صداي من كجاست؟»، «نازگل و سی گل»، «جادوی کتاب قصه» و «دریاچه قو» در مجتمع فرهنگي- هنري امام خميني(ره) و نمايشهاي«زامبالا»، «قوقولی قوقو»، «توپولو و ظرف عسل»و «فرمانروای فردا » در تالار شهر آینده به روي صحنه ميروند. در روز سوم جشنواره نيز نمايشهاي «پرنده و فیل»، و«بزرگ مهربان» در بخش جنبی در مجتمع فرهنگي- هنري امام خميني (ره) اجرا ميشوند. گفتني است مراسم اختتاميه اين جشنواره عصر بيستم اسفند ماه در مجتمع فرهنگي- هنري امام خميني (ره) برگزار ميشود. *تولیدات صدای خراسان رضوی ویژه نوروز 1-مسابقه هفتسین هر روز به مدت 60دقیقه 2-پیام زائر ویژه اطلاعرسانی به زائران به مدت 30دقیقه (روتین) 3-لحظه لحظه تا بهار(برنامه عصر) تفریحی و سرگرمي به مدت 120دقیقه (روتین) 4-بهار تندرستی (پیامهای بهداشتی مناسب نوروز) به مدت 30دقیقه (روتین) *«بهارِ خرامان» در آگاه فیلم نمایشگاه عکسی از نوعِ «عکاسی طبیعت» از 19 اسفند 1388 به مدت دو هفته با عنوان «بهارِ خرامان» برگزار میشود. این نمایشگاه تصاویر زیبایی است از تولد طبیعت که نوید بهار را میدهد. علاقهمندان با مراجعه به نشانی http://www.AgahFilm.ir/ در یکصد و شصت و نهمین دوره نگارخانه این سایت، میتوانند از این نمایشگاه که منتخب 20 اثر از مجموعه عکسهای روحا... علیآبادی است دیدن نمایند.