ترافيك اين نقطه از شهر طبيعي است، تمام مسير پل فجر را صداي بوق و همهمه آدمها فراگرفته است.
آدرس را يادداشت كردهاند، طبرسي 38 مسجد الزهرا.
اين سمت شهر تا چشم كار ميكند، خاك است و بلوكههاي سيماني كه گفته ميشود براي قطار شهري است. بايد اين موضوع را حتما با شهردار مطرح كنم. سرانجام اين طرح به كجا خواهد رسيد؟!
هر چه به سمت پايينتر ميرويم، كوچهها كمعرضتر ميشوند با رديف بيشماري از مغازههاي جور واجور و آمد و شد آدمها كه راه عبور سختي دارند.

دعوت از شهردار به منطقه
پيدا كردن مسجد كار چندان مشكلي نيست. ورودي آن را چند نفر گرفتهاند با ميكروفوني كه مرتب و پشت سر هم اعلام ميكند؛ امروز شهردار دعوت مردم را پاسخ گفته و چند ساعتي را با آنها خواهد گذراند.
جمعيت لحظه به لحظه زيادتر ميشود. خانمها طبقه بالا و آقايان پايين. چند نفري مشغول نوشتن حرفهايشان هستند. به روال عادي همه ديدارها با مسئولاني كه ممكن است؛ زمان كم بيايد.
زمزمهها بلند شده است صداي اعتراضها از همان رديف اول مسجد به گوش ميآيد؛ پيرمردها، جوانها، حتي آنهايي كه در طبقه بالا هستند. همه صحبتها ختم ميشود به يك موضوع، كانال ديشديش كه گذشته از وضعيت نامطلوب بهداشتي در مسير ساختوسازهاي جديد قرار خواهد گرفت.
اين اقدام منصفانه نيست
آنهايي كه چند دهه از عمرشان را كنار همين كال گذراندهاند، حالا معترض به اين اصل هستند. تخريب اقدام منصفانهاي نيست. تكليف آنهايي كه سالهاست با اين وضعيت زندگي ميكنند، از اين پس چه خواهد شد؟
نگرانيها و دلواپسيها بهوضوح در نگاهها و حرفها پيداست. حتي چند نفر از آنها با ديدن سربرگهاي روزنامه به سمتم آمده و ميخواهند كمكشان كرده و نگذاريم؛ آواره شوند.
توافقات قبل از آمدن شهردار بسته ميشود. صديقه دارد كاغذ مينويسد. ميگويد: اگه همين يك گُله جا را از آنها بگيرند، روزگارشان سياه است. آنها كه پهلوي چربي ندارند تا بتوانند راحت از كنار اين قضيه بگذرند!
خانواده بهرامي هم كه عمري را اينجا بودهاند و همه بچههايشان اينجا دنيا آمده و بزرگ شدهاند، ميگويند؛ چطور ساختوسازها از اول غيراصولي نبود، حالا غيراصولي شده؟!
بلقيس حرف اهالي را تاييد كرده و ميگويد: همه سختيهاي زمستان و تابستان را كنار كال به خاطر ناچاري تحمل ميكنيم.
حرفها و نجواها زياد است. با اينكه قرار تشكيل تريبون ساعت5 بوده اما هنوز شهردار منطقه نيامده يكي از مسئولان محلي با ميكروفون بيرون ايستاده است.
چند روز مانده به قرار امروز، اهالي دور هم نشستند تا سنگهايشان را با هم وا كنند. اين نشستها به يك نتيجه واحد رسيد. دعوت از شهردار براي مشخص شدن تكليف نهايي.
براي همين زماني كه مهندس نورينمقدم و همراهانشان بر صندلي تريبون اين هفته نشستند، با چالشهاي زيادي براي پاسخگويي به مشكلات مردم روبهرو شدند.
بعضي از اهالي روزهاي قبل و در جريان بارندگي قبلي و آبگرفتگي منازلشان شلوغ كرده بودند، حضور نيروي انتظامي در اين منطقه براي اين موضوع بود.
چالشهاي مردم و شهردار
شهردار و همراهان با كمي تاخير ميرسند، در حالي كه رديفهاي مسجد از اهالي منطقه پر شده است احساس ميكنم، اين تريبون با همه تريبونمحلهها متفاوت خواهد بود. دامنه تند انتقاداتي كه از همان اول دامن شهردار را ميگيرد، اين را حس را تاييد ميكند.
حرفها و اعتراضها از همان اول شروع ميشود: آقاي شهردار تبعيض بين بالاييها و پايينيها تا كجا بايد باشد؟ اهالي اينجا توانايي خريد يك جفت جوراب را ندارند، چطور انتظار داريد؛ بخواهند راحت همين يك سرپناه را تحويل دهند؟ شما اصلا فكري براي كارگر جماعت اين منطقه كردهايد؟ آقاي شهردار...
شاخ و شانه كشيدن براي شهردار و اهالي تا آنجا ادامه دارد كه گاهي از بين جمعيت صداي اعتراض بلند ميشود.
آقاي شهردار! آدمهايي اينجا قرباني نداريهايشان شدهاند، چطور شهرداري معترض آدمهاي آن سمت شهر نميشود كه بدون مجوز تا چند طبقه هم بالا ميروند.
شهردار مدام آنها را به آرامش دعوت ميكند و براي اينكه فضا عوض شود، ميخواهد صلوات فرستاده شود و بعد ادامه صحبتها دنبال شود.
ورود امام جماعت پشت ميكروفون صداها را پايينتر ميآورد. محمدزاده همان حرفهاي مردم را بيان ميكند، با عبارتهاي ديگر. حرف اصلي محمدزاده درباره علت تشكيل جلسه است و رفع مشكلاتي كه بهزعم اهالي، برميگردد به تبعيض بين بالاي شهر و پايين شهر.
خدماترساني كمرنگ است
وي با اشاره به وضعيت بهداشتي خيابانها و امكانات موجود توضيح ميدهد؛ به رخ كشيدن تفاوتهايي كه احتياج به نگاه عميقي ندارد و در همان نگاه اول هم ميتوان تفاوتها آنها را تشخيص داد. شايد از مهمترينها و در اولويتها باشد.
صحبتهاي او هم بر ميگردد، به همان سوژه اساسي و درگيري منطقه با كال ديشديش كه گذشته از مشكلات بهداشتي و آبافتادگي كه دارد، لازم مينمايد؛ تبديل به كانال شود و بهخاطر اين موضوع خانهها بايد تخريب شود.

محمدزاده لابهلاي صحبتهايش حرف را ميكشاند به كوچكي فضاي نمازگزاران درمسجد الزهرا و همانجا از شهردار تقاضا ميكند؛ اعتباري براي رسيدگي به مسجدي كه تقريبا پايگاه برنامهاي اجتماعي مردم محله است، داده شود.
انتقادهاي مردم باز هم بالا ميگيرد، اهالي اينجا يك ورزشگاه ندارند. مشكل فضاي سبز قرار است تا كي ادامه يابد؟ گناه ما چيست كه در اين منطقه زندگي ميكنيم؟ حالا خانمهايي كه در طبقه بالا هستند هم به حرف آمدهاند. يكي از مشكل بيماريهاي لب كال ميگويد و يكي سالك را پيش ميكشد و يكي...
شهردار وارد ميشود
اعتراضها آنقدر شدت دارد و بلند است كه صدابهصدا نميرسد. شهردار ترجيح ميدهد؛ وارد بحثها شود.
نورينمقدم آدم خوشمشرب و خونگرمي است از آن دسته افرادي كه هميشه لبخند به لب دارد، پشت تريبون كه مينشيند با همه كوتاهي زمان سعي دارد، قضايا را باز كند. اينكه تصور تبعيض برداشت خود آنهاست، چراكه شهر براساس يك نقشه خاص ساخته شده با معابر و خيابانهايي كه متفاوت است.
نورينمقدم الگوهاي متفاوت شهرسازي را گوشزد كرده و يادآور ميشود: فضاي برخي از مناطق با گستردگي خيابانها و جمعيت كم قابل قياس با ديگر مناطق نيست و اين ربطي به بالا شهر و پايين آن ندارد.
به گفته او زيرساختهاي فراهم شده در اين منطقه امكان خدماترساني سريع را كم ميكند. توليد زياد به خاطر حجم جمعيتي كه دارد نيز مزيد بر علت شده، در حالي كه تراكم جمعيت در مناطق ديگر شهر به اين اندازه نيست.
منطقه3 رتبه دوم در جمعيت
حرفهاي نورينمقدم وارد حاشيههاي تازهاي ميشود. اينكه اين منطقه با 2400هكتار فضا و 303هزار جمعيت به لحاظ جمعيتي دومين منطقه در شهراست و اين امر در خدماترساني تاثيرگذار است.
نورينمقدم، خودش نارساييهاي اين منطقه را بهخوبي ميشناسد. با تمام بضاعتهاي موجود سعي دارد، كاستيها را جبران كند.
تا آنجا كه يكي از دغدغههاي هميشگي اش سرانه فضاي سبز منطقه است كه در مقايسه با سرانه مشهد رقم پاييني است و اين هم برميگردد، به جمعيتي كه در اين منطقه پراكنده شدهاند.
شهردار منطقه 3 سعي دارد وميخواهد اين نارساييها با تعامل مردم حل و فصل شود، خودش هم نويد اين را ميدهد كه بخشي از مشكلات تا نيمه 90 به اتمام برسد كه البته اين ياري و همكاري مردم را ميطلبد.
نويدهاي شهردار به اهالي
وي در بخشي از صحبتهايش از عمليات اجرايي در ميدان امام حسين(ع) خبر داده و ميگويد: اين پروژه قرار است؛ در سه سطح اجرا شود كه 2سطح آن امسال اجرايي خواهد شد و تا به حال 41درصد رشد فيزيكي داشته است.
وي همچنين از زيرگذري كه از امتداد 100متري شروع شده خبر داده و عنوان ميكند: كه با اجراي اين زيرگذر و رورگذر ارتقاي سطح ترافيكي منطقه را شاهد خواهيم بود.
بحث قطار شهري از موضوعهاي تكراري و اساسي است كه شهردار منطقه خود در بخشي از صحبتهايش سراغ آن رفته و سرعت قابل قبولي را براي آن طرح كرده و يادآور ميشود: با اجراي تونل و زيرساختها اجراي طرح قطار شهري شروع خواهد شد و مردم اين اتفاق مبارك در سيستم حمل و نقل را شاهد خواهند بود.
نورينمقدم انگار دست پر آمده است با حرفهايي كه نويد اجراي پروژههاي جديد را ميدهد. اين هم بخشي ديگر از صحبتهاي اوست.
پارك ربيع با بيش از 8 هكتار و سعت كه از سال گذشته شروع شده و نزديك به 6ميليون اعتبار صرف آن شده در حال تكميل است. در حالي كه پارك خطي 100متري حول ميدان امام حسين(ع) تاميدان فجر نيز در دست احداث است و همراه آن پارك دروي نيز درحد فاصل خواجهربيع عبادي و رسالت نيز به منظور توسعه فضاي سبز نيز اجرايي خواهد شد.
آقاي شهردار لطفا ساده حرف بزنيد
صداي اهالي باز هم به اعتراض بلند ميشود. لحن يكي از آنها در آن بين شنيدني و جالب است. وقتي از شهردار ميخواهد؛ ساده حرف بزند در حالي كه قصد رفتن دارد. او خطاب به شهردار منطقه ميگويد: زبان شهردار بايد مثل كلام امام ساده باشد تا همه آن را بفمهند. ما از حرفهاي شما چيزي نميفهميم.
شهردار هدف آماج انتقادها قرار ميگيرد. نورينمقدم همچنان به نطقهاي مخالف و حرفها و اعتراضها لبخند ميزند. نوجوان رديف اول بلند شده و ميخواهد بحثها را از حاشيه بكشانند به اصل مطلب و موضوعي كه شب و روز اهالي را هفتههاست، گرفته است.
صداي او فريادگونه است «مردم اينجا تحت فشار هستند وگرنه هيج كس حاضر نيست، كنار كالي زندگي كند كه بوي تعفن و مرداباش منطقه را برداشته است.»
چند نفر ديگر هم به پيروي از او بلند شده و ميگويد: اينجا منطقه مستضعفنشين است، كسي وسعش به خرج روزانه هم نميرسد. چه برسد به اينكه بخواهد، به جاي ديگري براي سكونت فكركند.
اميري در حاليكه اعتراض خود را لابهلاي حرفها عنوان كرده ميگويد: اگر ساختوسازها مشكلي داشت، بايد از اول تذكر داده ميشد نه اينكه سالهاست از سكونت اهالي گذشته باشد.
امام جماعت مسجد در حالي كه مرتب از حضور شهردار و همراهانش تشكر ميكرد اعلام داشت، بحث تخريب خانههاي اهالي كه عمري را اينجا زندگي كردهاند، عمدهترين بحثي اساسي ميباشد كه جدي شدن آن اهالي را نگران كرده است.
نورينمقدم، ميخواهد به واسطه اين ماه مبارك و خوبيهايش تحملمان هم بيشتر شود. صداي صلوات هر از گاهي فضا را تلطيف ميكند.
مشكلات مردم منطقه در طبرسي 38 به واسطه نزديكي به كانال ديشديش فقط ختم به اين مورد نميشود و بحث معابر تنگ جمعيت زياد، فضاي سبز و... همه و همه از مسائلي است كه بايد براي هر كدامش راهحل درخور و مناسب يافت شود اما كال ديشديش در اولويتهاي كاري است آن هم با دغدغهاي كه ساكنان اين منطقه در مسير دارند.
سالاري يكي از اهالي منطقه كه در صحبتهاي خود و لابهلاي حرفهايش عنوان كرده بود؛ در مسير اين كال بيش از 200خانوار سكونت دارند، ميگويد: شهردار از اين تصميم صرفنظر كند.
در حالي كه نورينمقدم خواسته اهالي را مبني بر صرفنظر كردن از اين موضوع غيرعملي ميداند؛ توضيح ميدهد: ما ناگزيريم؛ بخش عمدهاي از پلاكهايي را كه در مسير بوده و با تعارض جدي با مسئله هستند را تخريب نموده تا اين عمليات اجرايي شود.
وي در حالي كه اعتبار مصروف شده اين كال را بيش يكميليارد و 200ميليون تومان برآورد كرده توضيح ميدهد؛ هزينه پيشبيني شده براي اين موضوع 600 ميليون تومان بوده كه در جلسه گذشته فرماندار، 250ميليون تومان نيزاز طرف ايشان اختصاص يافت كه با اين اوصاف اجراي آن از اول مهر شروع خواهد شد.
مهندس نورينمقدم با اشاره به اينكه پلاكهاي موجود در مسيرشايد بيش از 40مورد باشد، يادآور باشد: پلاكهايي كه در حريم كال با تخلف ساختماني ساخته شده در اولويت كاري هستند كه با اين احتساب 10 تا 12پلاك در اجرا قرار ميگيرند.
مسكن مهر براي اهالي
چالشها دوباره شروع ميشود با صداي اعتراضهايي كه شديدتر شده قبول اين واقعيت براي اهالي قابل هضم نيست. حتي وقتي مهندس نورين مقدم توضيح ميدهد: ساختوسازهاي غيرقانوني دير يا زود حتما روزي به بنبست قانوني خواهد رسيد.
تصميم شهردار براي نويد به اهالي كه پلاكهاي قولنامهاي دارند، مناسب است در حاليكه دامنه اعتراض فضا را برداشته است، نورينمقدم، همانجا و پشت همان تريبون اعلام ميكند بهشدت دنبال هستيم تا رديفي از سرفصلهاي مسكن مهر را براي اهالي اين منطقه اجرايي كنيم.
غفلت از سرانه آموزشي
آنقدر صحبتهاي پيراموني كال شدت گرفته است كه از خيلي مسائل غفلت شده است.
بحث سرانههاي آموزشي و سطوح آن در منطقه نگرانكننده است. اين را هم شهردار منطقه گوشزد كرده و ميگويد: كلاسهاي 45 و 46نفره دغدغه است كه بايد آن را دنبال كرد و به آموزش توجه جدي نشان داد.
چيزي تا اذان و لحظات افطار نمانده است. شهردار قول ميدهد؛ همه درخواستها را مطالعه كرده و بيپاسخ نگذارد. او در حالي كه در بين حلقه جمعيت مردم گم شده است، ميگويد؛ همه مشكلات با تعامل و همكاري زودتر به نتيجه خواهد رسيد.
شهردار منطقه3 در ميان مشايعتكنندگان تا پاي ماشين بدرقه ميشود. در حالي كه هنوز هم ميتوان آثار نگراني را در چهره آدمهاي آنجا ديد. راستي سرانجام كال ديشديش به كجا خواهد رسيد؟
معصومه فرمانيكيا
برادرانفر- از جمله مشكلات موجود كه در محلات مشهد ديده ميشود، كمبود فضاي سبز و پارك تفريحي است و اگر بخواهيم نسبت پاركها و فضاي سبز محلات را در نظر بگيريم، فضاي سبز موجود بسيار ناچيز است. البته گاهي همين فضاهاي سبز باعث مشكلات و دردسر ميشوند كه به گفته اهالي يكي از اين پاركهاي محلي، پارك نيكفرجام در خيابان بلال حبشي ميباشد. ساعت 12ظهر است كه به همراه يكي از اهالي محل وارد پارك ميشويم. در ابتدا پارك زياد تفاوتي با ديگر پاركها ندارد ولي مقداري كه جلو ميرويم، متوجه ميشويم؛ دو نفر در كنار يك كيسه بزرگ خوابيدهاند. چند قدم آنطرفتر يك نفر ديگر خوابيده است. تنها كساني كه در پارك به چشم ميخورند، معتاداني هستند كه در هر گوشهاي از اين پارك خوابيدهاند. زارعي كه همراه من است، ميگويد: اين معتادان هر روز غروب بعد از اينكه تمام روز را به دنبال جمعآوري آشغال و كاغذ و... در ميان زبالهها ميگردند، با كيسههاي پر از آشغال براي استراحت و خواب به اين پارك وارد ميشوند به طوري كه گاهي وقتها تعداد آنها از سي و چهل نفر هم بيشتر ميشود. شبها هم با روشن كردن آتش و بلند كردن دود و سروصدايي كه گاهي به دعوا نيز ختم ميشود، براي تقسيم زبالههايي كه جمع كردهاند تا صبح مزاحم مردم محل هستند.

نيروي انتظامي سرسري ميگذرد
قرباني يكي ديگر از همسايهها ميگويد: ما درباره اين معتادان بارها و بارها به كلانتري خواجهربيع مراجعه كردهايم ولي يا دير ميآيند و يا وقتي هم كه ميآيند، معتادان متواري ميشوند، يك بار هم كه يكي از اين معتادان را گرفتند، روز بعد او را آزاد كردند.
فروشندگان مواد به دنبال معتادان ميآيند
يكي از همسايهها ميگويد: از زماني كه معتادان در اين پارك با خيال راحت ميخوابند به دنبال آنها فروشندگان مواد نيز آمدهاند و بهطور علني و آشكار مواد خريد و فروش ميكنند و يا حتي قرار و مدارهاي خود را در اين پارك ميگذارند و از ساعتهاي 10 و 11شب، رفت و آمد موتورها و صداي خريداران و فروشندگان و دعوا و مرافعه آنها شنيده ميشود كه گاهي اوقات تا صبح تمامي ندارد. آيا اين صحيح است، چون در محله پايينشهر زندگي ميكنيم اينطور بيتوجهي نسبت به امنيت محله ما صورت پذيرد؟
معتادان ترسي از مردم محله ندارند
خانمي كه بسيار ناراحت و عصباني به نظر ميرسد، ميگويد: چند روز قبل دختر 7ساله من بهطور اتفاقي وارد پارك ميشود كه يكي از اين معتادان با دادن يك بيسكويت به دخترم از او ميخواهد كه در عوض، دستبند طلايش را به او بدهد ولي دخترم چون از صورت سياه و لباسهاي او وحشت كرده بود با سرعت و ترس و لرز به خانه آمد.
معتادان پارك را ملك شخصي ميدانند
يكي ديگر از همسايهها ميگويد: معتادان تقريبا تمام 24ساعت در اينجا حضور دارند و علاوه بر خوابيدن و غذا خوردن براي استحمام نيز از آبي كه در پارك وجود دارد، استفاده ميكنند.او ميگويد: من خود شاهد بودم كه در يكي از روزهايي كه هوا خيلي گرم بود، چند نفر از اين معتادان لباسهاي خود را درآورده و با وضعي بسيار بد، با سطل بر روي خود آب ميريختند و بعد از آنكه خود را خشك كردند، چون لباس ديگري نداشتند، لباسها را شستند و همينطور لخت نشستند تا لباسهايشان خشك شد و دوباره آنها را به تن كردند.
زارعي ميگويد: با وجود آنكه اين پارك روبهروي خانههاي ما قرار دارد، ما هنوز در اين تابستان گرم به اين پارك براي تفريح نرفتهايم و اين به علت معتاداني است كه در پارك حضور دارند و اين مسئله براي اهالي ناامني ايجاد ميكند. اگر هم بخواهي به آنها اعتراض كني، بايد با آنها دعوا و مشاجره كني. او در ادامه ميگويد: شايد بعضيها فكر كنند كه يك معتاد ناتوان است و نميتواند كاري انجام دهد ولي اين اشتباه است. چون همين معتادان ميتوانند در يك لحظه كاري را انجام دهند كه يك انسان سالم هرگز انجام نميدهد.
به سراغ نگهبان پارك كه پيرمردي است، ميروم. او ميگويد: من به تنهايي نميتوانم جلوي اين همه معتاد و اراذل را بگيرم. مگر من چقدر پول ميگيرم كه بخواهم دعوا هم بكنم. يكي از همسايهها ميگويد: او خودش با اين اراذل همراه است. به او چيزي ميدهند و او نيز چشمپوشي ميكند ولي وقتي من از پيرمرد نگهبان ميپرسم، اين مسئله را تكذيب ميكند و ميگويد: من بارها به شهرداري منطقه زنگ زده و خواستهام اقدامي انجام دهند ولي آنها هم هر اقدامي كه انجام ميدهند، نميتوانند، اينها را از اينجا دور كنند. تنها راه انتقال اين معتادان به كمپهاي مخصوص معتادان است زيرا آنجا همه مثل هم هستند و شايد ترك هم بكنند.
حضور معتادان و خانوادههاي نگران
نگراني مهم و اصلي همه خانوادهها درباره كودكانشان است. زارعي ميگويد: در جوار اين پارك يك مدرسه ابتدايي، راهنمايي و هنرستان دخترانه قرار دارد كه اگرچه امروز به خاطر تابستان تعطيل ميباشد، ولي پاييز كه مدارس شروع ميشود، با وجود كوتاهتر شدن روزها و تاريك شدن سريع هوا و در مسير عبور بودن اين پارك، خانوادهها بايد هر لحظه نگران دير يا زود آمدن دختران خود باشند.
نگرانيهاي اهالي محل هر چند تمامي ندارد و آنها صحبتهاي زيادي دارند ولي وقت كم است. آنها هنگام خداحافظي از من ميخواهند كه مشكل آنها با پيگيري شهرآرا بهزودي حل شود و معتادان در جاي مربوط به خود اسكان يابند. در تماس با روابطعمومي منطقه3 و سئوال در مورد معضل معتادان در پارك، «خاني» ميگويد: جمعآوري معتادان از سطح شهر و پاركها نياز به طرح جامع و كاملي دارد كه بايد همه ارگانها در آن شريك باشند. وي در ادامه ميگويد: وظيفه ايجاد امنيت در شهر بهخصوص پاركها، برعهده نيروي انتظامي ميباشد و اين ارگان وظيفه جمعآوري اراذل و اوباش را برعهده دارد.
| ساير خدمات | نظرسنجي | تقويم ۲۰ پنج شنبه بهمن ماه ۱۳۹۰ ۹ فوریه ۲۰۱۲ | خبرنامه |